یک استکان سکوت از دریای دل ...

 

وقتی تو را نمی نوازم ...

وقتی با حسرت به تو می نگرم ...

که با زبانی بسته ،

چگونه گوشه ی اتاقم نشسته ای ...

به خود می گویم : که چه قدر تو بی رحمی !

راست می گویم ...

به یاد می آوری ؟

روزهایی را که از شدت عصبانیت ،

تو را چه گونه زیبا مینواختم ؟

دل تنگ آن صدای به ظاهر شاد و در باطن غمگینتم ،

 ای شمس ِ من !قلب

# امروز نیومدی ...

به این فکر کردم که یه روزی دیگه نمی یای ...

یعنی این !!!

# چه خوبه که سیاوش قمیشی هست !لبخند

# امروز واسه اولین بار امتحانمو خیلی خوب دادم !!!

خدای ِ من هزاران بار شکرت !‌ قلب

( اضافه نوشت ! )+ امروز بعد از مدت ها دف زدم !

چه قدر دلم برای صدات تنگ شده بود شمسِ من !

همیشه صدات دلنشینه ! قلب

30/بهمن/91


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ ٥:٠٥ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

My noble !

be stronger !

enjoy the life !

Its very short !

Lifetime is transient …

live truly …

I know that you may be tired …

But you should be noble for ever !

Do your best my friend …

Maybe you aren’t happy today …

Get in happiness path !

My noble is born today !

I hope the best wishes for her …

Cause she deserves the best.

بغلماچبغلبغلبغلماچبغل

It's chocolate cake that you like ... چشمک

TNX my God ... قلب

this is you ... نیشخندچشمک

Happy birthday my friend ...

قلبقلبماچقلبقلب


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱ ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

با ستاره ای در مشت ،

می روم سمت آسمان خیال هایم ...

می خواهم با این ستاره ،

مشتی بکوبم در دهان آسمان !

مشتم را کوبیدم ،

ماهم دلش لرزید ...

از شرمندگی باریدم ...

او هم بارید ...

من هیچم ...

اما او ماه است !

ماه ِ من ،

به زلالی باران ،

به لطافت شبنم و

به مهربانی نسیم است !

خدای من ...

مراقبش باش !قلب

×××××××××

و باز هم خدای من شکرت !


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱ ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

 مدتی است که واژه ها را از بند افکار رها نکرده ام ...

مدتی است که از زیبایی ها نمی گویم ...

مدتی است که همه ی حرف هایم تاریک است ...

این روزها هم می گذرد ...

اما چه گونه اش مهم است !

زندگی همین است ...

روزی خسته ... دلتنگ ... پر درد !

روزی (شاید ) زیبا ... روشن ... و پر از آرامش !

زندگی ...

این روزها برایم ، بیگانه ای غریبه است !

حرفی نیست ! خنثی

فقط خدایا شکرت ! قلب


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱ ٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

سکوت بهتر از این خنده های نمادین است ...

سکوتم از رضایت نیست ...

از فجیع بودن فریادم است ... !

این روزها خورشید را نمی بینم !

بس خسته ام ... !

خدایا ...

باز هم شکرت ! قلب


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

واژه هایم خشک شده اند ...

جایشان را به اشک ها دادند...

چرا بند نمی آید این باران ؟؟؟!

رفتن ...

رفتن ...

رفتن ...

بد کابوسی است !‌افسوس


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩۱ ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

دیدن آن همه مرواریدهای خیس که از صدف چشمانت سرازیر می شد ،

کار آسانی نبود !

همین !

شاید سنگ دل شده ام ...

شاید !


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

الآن وقت به دار آویختن نیست ...

اکنون وقت این است که بگویی شکرت خدای من !

تو همان آزاده ای !

تو همانی ... !

به یاد می آوری ؟

وقتی را که به تو گفتم باید آزاده ای باشی ؟

محکم ...    قوی ... و استوار ...

ای لطیف تر از شبنم ...

خودت را باور داشته باش ...

از اینکه خودتو نشون دادی خیلی خوشحال شدم .

آفرین عزیزم ماچبغل

# بعضی وقتا ...

به اینکه چرا ماست سفید هست هم ،

می خوام گیر بدم !خنثی

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ ٦:٥٥ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

بوی غم می دهد واژه هایم ...

واژه هایی که چند وقتی است ،

یک چیز را می گویند ...

که خسته ام !

ای کاش جسممان ،

لباس هایی بود .

تا هر وقت کهنه و فرسوده شد ،

آنها را دور می انداختیم و به خدا می گفتیم :

یک لباس دیگر به من ده ، لطفا !

( باز هم شکرت خدای من !  قلب )

و اکنون ،

به افتخار همه ی هفتادو هفتیا ...چشمکتشویقتشویقتشویق


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱ ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

www . night Skin . ir