یک استکان سکوت از دریای دل ...

                  

 در قلبم هیچ چیز نیست.

هیچ ایمانی.

جای حضور یک عشق خالیست.

از ایمان تهی، از عشق تهی.

پس این قلب چه در خود دارد ؟

جز کینه و نفرت هیچ.

بهار است.

باید خانه ی قلبم را آب و جارو کنم.

زود برمی خیزم .

آب پاش را بر می دارم.

و جاروی کوچک گوشه ی حیاط را.

از آن سر شروع می کنم.

آخ که چه گرد و خاکی بلند می کند.

این غبارها چشمانم را می سوزاند.

اما من مقاومت می کنم.

حال ، گردگیری تمام است.

اکنون جای حضور عشقی پاک در قلبم است.

جای یک ایمان.

یک ایمان قوی.

90/12/28

^^^^^^^^^^^^^

 

تیک تاک ... تیک تاک ...

لحظه ها همچنان در گذراند ...

و ما غافل از این گذر زمان ... !

ثانیه به ثانیه به لحظه ی تحول جهان نزدیک می شویم ...

و من همچنان مات و مبهوت ،

 به حرکت عقربه های ساعت اتاقم می نگرم ...

حتی نمی خواهم ثانیه ای را از دست دهم ...

می خواهم تحول جهان را با قلبم و همه ی وجودم احساس کنم ...

زنده شدن دوباره ی زمین را .......... !

29/اسفند/91      1:50 

^^^^^^^^^^ 

 عید فقط زنده شدن این زمین مرده نیست ... ؛

عید همان زنده شدن دویاره ی توست ... !

3:15  شب( صبح )    29/اسفند/91 یا همون 30 اسفند 91

+ آخرین نوشته ی سال 1391 !

امسال هم گذشت !

و اما من ... !

+گفتی شاد بنویس ...

نمی تونم اما سعی می کنم خیلی غمگین نشهچشمک

ببخشید عزیزمماچ

+ خداوندا ... شکرت !!! هزاران بار شکرت ... !قلب

+خدایا ... مراقب همه باش ...

کمکشون کن که همه بخندن از ته ِ دل و شاد باشن ...

کسی محتاج دیگران نباشه ...

خدایا ... به هممون کمک کن تا بهت نزدیک تر شیم ...

به هممون کمک کن که امسالمون پر از موفقیت و خوشحالی باشه ...

به همه کمک کن !

آمین ...........قلب

+ می گویند دلتنگی که آدم نمی کشد ...

این به این معناست که من آدم نیستم آیا ؟!

( این چند روز پیش به ذهنم رسیده بود )

+ هنوز تحولی در من ایجاد نشده ...

و من همچنان گیجم !

+ بهت عیدو تبریک نگفتم ...

از همین جا می گم عیدت مبارک باشه گل ِ منبغل

+ عید همه ی کسانی که امسال نتونستم بهشون تبریک بگم مبارک باشه ...

+ امسال عیدش متفاوته ... !خنثی

+ می گذره .... !افسوس

+ آقای رضا.م وبلاگش چرا اینجوری شده ؟

خودشونم نیستن ...

نگرانشونم ...

عیدتون مبارک باشه ...

+ فقط کمی ... فقط کمی گریه ........ !

+ امیدوارم بهتون خوش بگذره این تعطیلات ...

می گن بعدا نوشت :

خدایااااااااااااا ...

نمی دونم صدامو نمی شنوی ، باهام قهری ،

هر چی که هست ....

خواهش می کنم ازت ...

به خیر بگذرون ...

خدای ِ من ...

هیچ کاری از دستم بر نمی یاد ...

خواهش می کنم ... خواهش می کنم ... خواهش می کنم ...

گریه

کـــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــــگریه

 این عکس رو از اتاقم گرفتم ...

وقت نکردم تغییرات بیشتری بدم و فقط همین love رو

اضافه کردم ...

و عکس سفره هفت سینمون ...

تو ادامه مطلبه ...

                      

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩۱ ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

امروز خورشید می تابد بر زندگیم ...

همه ی آن ابر های غم و اندوه کنار رفته اند ...

امروز با شادی آواز می خوانم ...

پرواز می کنم در آسمان خوشی ها ... !

امروز جهنمی ، بهشت شد !

رویایی به حقیقت تبدیل شد !

چه گونه جشن بگیرم امروز را ؟!

چگونه این شادی را فریاد بزنم و به گوش همه برسانم ؟

فقط همه بدانید !

من ! خواهر طوفانی ، هم اکنون طوفانی نیستم !

آفتابی ام !لبخند

#############

زیبایی نگاهت ...

صدای خنده هایت ...

آغوش گرمت ...

. . .

در واژه نمی گنجد احساساتم ...

بهتر است در همین سه نقطه باقی بمانند ...بغل

امروز یکی از عزیزانم اومد مدرسه ام ...

بسیار خوشحالم و در پوست خودم نمی گنجم !

+ صحبتی با او ... :

خدای ِ من شکرت !

خیلی بزرگی ...

آنقدر که حتی در واژه هم نمی گنجد !

به قول خانم عرفان نظر آهاری :

برف ها کم کم آب می شوند ...

شب ذره ذره آفتاب می شود ...

و دعای هر کس رفته رفته توی راه مستجاب می شود !

 مرسی خدای ِ من ...

مرا ببخش به خاطر همه ی ناشکری هایم !

بعد از هر طوفانی ...

آرامشی در راه است ...

ممنون برای این آرامش !قلب

هم اکنون ، هم چون پروانه ای از قفس غم ،

رهایی یافته ام .........!!!!

+ پست 92 ! چه پست خوبی شد ...

امیدوارم سالشم سال خیلی خوبی باشه ...

برای همه ... !

برای همه آرزوی خوبی ، سلامتی و شادی دارم ...


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ ۳:٠۱ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

تمام خیابان ها را می گردم ...

حتی ثانیه ای را برای پیدا کردنت در این شلوغی از دست نمی دهم ...

شاید دیدنت آرزوی محالی باشد ...

اما من نا امید نمی شوم ...

+ خدایا ...

شنبه رو خودت یه جوری بگذرون ...

بازهم باید بگم شکرت نه ؟

آره ...

شکرت خدای ِ منقلب

+ بعضی اوقات ، نمی دونی باید چه کار کنی؟

گریه کنی ؟ بخندی ؟

+بعضی اوقات ،

 بعضی ثانیه هارو نمی دونی باید چی جوری بگذرونیش و چی جوری تحملش کنی !

+ فقط 5 روز مونده تا سال جدید!!!

چرا من آدم نمی شم ؟

چرا یه فکری نمی کنم برای بهتر شدن ؟

شاید منتظرم مدرسه تمام شه و بعد آغاز کنم !

+ بعضی اوقات وقتی تو خیابون بین مردم هستی ،

احساس می کنی همه می خوان با چشماشون

هی تحقیرت کنن!

از میان مردم بودن خوشم نمی یاد!

تنهایی رو ترجیح می دم!خنثی

+خدایا ... مراقب همه آدما باش ... آمین!قلب

+ می گذره ...!!!

+ می خوام یه سوتی ای که چهارشنبه زنگ شیمی گفتم رو تعریف کنم .

اول قبل از اون معنای این کلمه رو می گم :

گرانروی = گرانروی یک مایع ، میزان عدم تمایل آن را برای جاری شدن مایع معین می کند . یعنی وقتی گرانروی یک مایع زیاده یعنی نمی تونه به راحتی جاری شه .
حالا سووووووووووووتی : معلم : گرانرویه شیر بیشتره یا عسل؟
خواهر طوفانی : آب !!!!!!!!!!!!!!!!!قهقههقهقههقهقهه
جواب می شد یکی از این دوتا !!!
اما من تو خیال و حال و هوای خودم بودم !

واسه همین فکر می کردم مثل همیشه ،

آب رو با یه چیزی مثال زدن ! نیشخند

اینو گفتم که یه کم وبلاگم ازین حال و هوای غمگین و دلتنگی بیرون بیاد !

+ جمعه ...

چه دلگبره ...!!!افسوس

تو ادامه مطلب چند تا عکس هست ...

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه ٢٥ اسفند ۱۳٩۱ ۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

هویدایم کن ...

بگذار سبز شوم ...

تازه شوم ...

بهاری ام کن ... !

ببین ...

غنچه ها می شکفند ...

دانه ها سر از خاک در می آورند ...

تو نمی خواهی تازه شوی ؟

تویی که انسانی و برتر از یک گیاه !

برخیز ...

برخیز که بهار نزدیک است ...

( با تشکر از آقای رهگذر لبخند)

اینو دیروز زنگ دین و زندگی نوشتم ...

اینقدر این هوای بهار رو دوست دارم !!!قلب

مخصوصا شمال هواش عالی می شه ...

و جنگل هاش تو اردیبهشت ، بهشتی می شه واس خودش !خیال باطل

کل این تعطیلات رو باید درس بخونیم واسه امتحانات بعد از عید

که از اول کتاب هست‌!!!!!!!!!افسوسکلافه

از عید متنفرم همیشه !خنثی

مقاله رو فرستادیم ...

سه تا اشتباه داریم !

که دیگه اینقدر خسته بودم چشام ندید و

این وُرد هم هی قاطی می کرد !

اشکالی نداره ...!

+ ای کاش امروز بودی ...

خبرتو از معلم فیزیکمون گرفتم ...

چیزای خوبی نگفت !خنثی

می خواستم همونجا گریه کنم !!!!گریه

کجااااااااااااایی تو آخه ؟؟؟؟؟؟

+ دلم خیلی واسه با هم بودنمون تنگ شده !

امسال نتونستیم با هم جشن عید بگیریم !!!گریه

+ امسال نمی تونیم واست جشن تولد بگیریم !!!

چه قدر دلم می خواست امروز دی جی خودمون آهنگ بخونه !گریه

+ چه قدر از دوری بدم می یاد !!!

چه قدر دلم تنگ می شه !!!!!!گریه

این عکس هایی که گذاشتم تو ادامه مطلب خودم از جنگل گرفتم ...


برچسب‌ها:

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱ ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

وقتی نیستی ...

همه ی این جاده ها را می گردم ...

سرگردان !

دلم را گول می زنم ...

من دلم جای دیگریست ... !!!

+ سال 89 !!! چه سالی بود !!! مخصوصا عید اون سال ... !

+ مقاله  تقریبا تمام شده اصلاحش مونده ! لبخند

+ کلاس زبان دویاره شروع شده ! و می یاد ! لبخند

+ به قول یکی از عزیزانم :

زندگیه دیگه ... !!!

این روزها هم می گذره و من یه روزی حسرتشو می خورم !

باید !

باید بتونیم آیندمون رو درست کنیم !خیال باطل

اینجوری نمی شه ...

باید تلاش کرد !

اینا فقط حرفه !

چه قدر عملی کردنش سخته !!!!گریه

.................

.........

...

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩۱ ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

اینقدر فریادهایم را سکوت کرده ام ...

که فریاد را از یاد بردم !

اما امشب می خواهم به یادآورم ...

فریاد می زنم دلتنگی را که تا آن سر دنیا هم می رود ...

چه گوش خراش است این فریاد ...

فریادی در باد ...

قصه ای در خواب ...

رویایی بر آب ...

و سکوتی دیگر ... !

دلتنگی سخته ! خیلی سخت !آخافسوس

+ در حال نوشتن یه مقاله ام با دوستانم !

درباره ی حیات در مریخ ...لبخند

+ خدایا مراقب همه باش !

شکرت خدای ِ من ...قلب

+ شانس نام مستعار خدا در جائیست

که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد ...!

( از تقویم من ! )


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۱ ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

دلتنگی هایم در واژه ها نمی گنجند ...

در این کاسه ی خون هم جا نمی شوند ...

برای همین است ... ،

که شب ها ...

سرازیر می شوند بر بالشتم  ... !

( آری ...

تا شقایق هست زندگی باید کرد ... )

جمله ای که هر شب قبل از خواب می خونمش !

+ حتی اینجا هم نمی یای !افسوس

این روزها هم میگذره ...

ای کاش می شد لذت برد !

/ کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز /

 / باشد که باز بینم دیدار آشنا را ... /

/ حافظ /

+ یادش بخیر ... که شبها قبل از خواب با هم

حافظ خوندن تمرین می کردیم ! لبخند

 ( همه ی گلا از 

      گرما و کم آبی متنفرن و تحملشو ندارن 

      ولی کاکتوس تنها گلیه که کم آبی و گرما بزرگش میکنه

        و وقتی بزرگ میشه قوی ترین گل میشه ) 

+ اینو خودت گفتی ! اینو هیچ وقت یادم نمی ره !قلب

ای کاش می شد واسم گیتار بزنی ...!لبخند

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۱ ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

در این همهمه ی خستگی ...

آغوشی می خواهم ،

که این استخوان های شکسته ام را کنار هم بگذارد ...

گرمای این آغوش مرهم این شکستگیست !

بند بزن خدای من ...

 بند بزن این جسم شکسته را ... !

 

ای کاش غروری نداشتم برای گریه کردن در مقابل دیگران ...

اونم کسانی که تازه امسال باهاشون آشنا شدم !

مدرسه ... !

چه کابوسی شده این روزها ... !

+ این عکسو خودم گرفتم تو جنگل !

یکی از کارای مورد علاقم عکاسیه ! قلب

یه چند تا عکس هم از همون روز گذاشتم تو ادامه مطلب ....


برچسب‌ها:

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خورشیدو نور و...ابرای دور و...هرچی که تو زمین و آسمونه بهم انگیزه میده :) رها کن دیروز و...زندگی کن امروزو! هر روز یه زندگی دوبارست یه شروع جدیدهــــــ :)


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان ٩٥

مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱


آرشیو موضوعی

 
پيوندهاي مفيد



آپلود عکس
یاس تم
ابزار وبلاگ نویسی

نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
پنل اس ام اس
پنل اس ام اس رایگان



نویسندگان

خواهر طوفانی



پیوندها

رو به آسمان ...( نگاری جونم )
رهایی ...
فقط من!( هیدرا جونم! )
بی صدا نوشته هایم ...( نیلوفری عزیزم)
لذت با هم بودن ...
。❤。 مازنی دتر 。❤。
فروغ فرخ زاد...
فریدون مشیری ...
حسین پناهی ...
سهراب سپهری ...
زندگی زیبای من این است ...(نغمه جونم)
خواب بنفش ...(سها جونم)
رویا ...
دنیای من ...
بابالنگ دراز عزیزم ... (✿✿جودی ابوت ✿✿ )
ساعت شنی ...( بارانم )
بر روی برگ های پاییزی ...( شقایق جون)
امروز لی لی چی می خونه ؟
آ _ ر _ ا _ م _ ش(دلارای عزیزم)
آنه شرلی،دختری از سرزمین خیال...
آنه شرلی ، دختری از گرین گیبلز ...
خوشه اشک ...( سحر جان)
در پریشان حالی و درماندگی ...(وبلاگ گروهی ما دوستان )
رویای بید مجنون ...( مرجان جونم)
ااینجا همیشه زمستان است !( آقای رضا.م !‌)
خاطرات زندگی من ...( سرمه جون)
رویای خیس من ...(سمانه جون)
غریبه ای در جزیره ی سرگردانی... ( آزاده جان)
ღ♥ღ نفرت از عشق ღ♥ღ
بغض آسمان ...( پروانه جان)
ملودی دل ... ( آیسا جون )
وبلاگ رسمي نوجوانان ايران ...
یه جای خوب واسه حس کردن زندگی...( مامان پگاهی ...)
رهگذر تازه ها...(آقای رهگذر،شاعر،مهندس و همیشه اول در وبلاگستان !)
((تنهــــــــا امیــــــد مـــــــن))... ( الهام جون )
با قلم عشق ... ( زیبا جون)
دبستان جاناتان مرغ دریایی ... ( ساقی جان )
دل نوشته های یک کارمند دانشجو ... ( آقا آرمان )
Classmate ( ریحانه جان )
آنه شرلى دخترى از رویا ... ( روناک جان )
من یه دهه هفتادی ام ...( رها جون)
چهارشنبه ی شاد...( مریم جون ! جودی و اینا ! D: )
♥♥وبلاگــیـــ از جنس محبت♥.(فاطمه جان)
*...لبخند بزن عزیزم...*( مهسا جون )
دل نمی داند چه می خواهد...ولی آنچه می گوید نشانه های توست...( آقای آفتاب آبی )
aftabgardon( مریم جون !‌)
((:یادداشتهای شادی:))
من می مانم ( آقا فرشید )
چکه های قلم ...
پله پله تا ملاقات خدا...(نرجس جون )
با من قدم بزن...( پنــــــی جونم )
چایی با طعم خدا( بهناز جان )
زندگی به روایت صدف...( صدف جونم )
سکوت ... ( غزال جون )
دختری از سرزمین آرزوها ...( هم نام عزیزم)
زاده غم ( هانیه جان)
فانوس دریای شب...( بابانوئل و نینیش عزیــــــزمممم)
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت...(ندایی )
سکوتی به معنای فریاد...( آقا رسول )
دلانه های بارانی ... ( مریم بانو )
رنگی رنگی
یادداشت های یک سوکس صورتی... (‌مهسا جون)
سطر سپید احساس من ... ( دخترک بهار )
بحـرانِ نوشـیدن چای...( آترا جونم ... )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد بستن راست کلیک

کد کج شدن تصاوير

جدیدترین کد آهنگ سیناکلیک کن

عاشقانه ترين مطالب كليك كن

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید