یک استکان سکوت از دریای دل ...

باران ...

اینقدر نبار ...

هیچ کجا را نمی گیری با این باریدن ...

فقط دلِ تنگی را ، تنگ تر می کنی !

غصه ای را بیشتر می کنی ...

اشکی را جاری می کنی ...

کفر می گویم من امشب ...

می دانم‌!

 خستگیست دیگر ...

 ببین چه می کند با آدم های روی زمین !

که به نعمتی چون تو این ها را می گویم ...

چه قــــدر غصه در تو جای می شود ...

گویی غصه های تمام اهل زمین را تو بر دوش می کشی !

فقط کمی آرام بگیر ...

فقط کمی ...

&. ببار بارون ... که اینجا شکل زندونه ....

&. دلم تنگه مثل ِ ابرای تیره ....

&. بازم دلم گرفته ... تو این نم نمِ بارون ...

&. پسفردا امتحان عربی دارم ... یک زمانی درس مورد علاقم بود !

&. امشب رفتم زیر باران ... کمی خیس شدم ... خوب بود !

&. خواهر داشتن و بودن زیبا ترین حس در این دنیاست !( برای من ! )

&. دف ... در این هوای بارانی ... بسیار می چسبد !

&. یه بار دلم می خواد ... برم زیر باران و نماز بخوانم !

&. این روزها ... خاطرات سال گذشته ... بسیار رو اعصابم است !

این روزها ....................! گریه

&. دلم تنگه می فهمی ؟! نچ !

&. من هم اکنون ؛ یک آدم بی اعصاب ، بداخلاق و بی حوصله  هستم‌!

تا 10 کیلومتریِ من هم نباید کسی بیاد !

&. ریحان ... سبزیِ مورد علاقه ی من است ... بوی طبیعت و زندگی می دهد !

&. سردمه ... خیلی !

&. صدای باران آرامم میکند ... !

&. خدایِ من ... شکرت !

&. امروز دلم خواست ازون نقاشی های سیاه سفید همیشگیم بکشم !

&.my God ...

please Help us ...

please ...

we need you ...

alot !

&. خـــــــــداااااااااا ا ا ا ا ا ا ا ................

&. هیچ ... !

 

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

تا به حال خودت را باور کردی ؟

نترس ...

کسی نمی گوید که اعتمادش به سقف آسمان است ...

فقط یک بار خودت را باور کنی هم بس است !

چرا هیچ وقت خودت نمی شوی ؟؟؟

چرا ا ا ا ا ا ااااااا ؟؟؟

همه راجع به تو ، عکس ِ تو فکر می کنند !

این را بفهم ...

خواهرطوفانی ،

درک کن !!!

................................خواهش می کنم ......................................

&.خدایا ...

ممنون که مثل همیشه کمکم کردی ...

شاید من لیاقتش را نداشتم !

شرمنده !

&. عصبانیگریه

&. فاصله ی آن چهار راه تا خانه مان به اندازه ی پاره کردن یک برگه A4 است !

&. باید تو رو پیدا کنم ... شاید هنوز هم دیر نیست ... !


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

امشب شب آرزوهاست ...

از خداوند برای همه بهترین ها را خواستم ...

به نظرم ،

آن شبی شب آرزوهاست که از صمیم قلبمان چیزی را از خداوند بخواهیم ...

این ها همش بهانه است ...

بهانه ای برای با او بودن !

من این بهانه را دوست دارم قلب

این با او بودن ، پر از آرامش است ...

امشب برای همه دعا کردم !

برای همه و همه !

حتی کسانی که شاید اصلا در ذهنشان نیامده باشم امشب !

اما من دوست داشتم که برایشان دعا کنم ...

و آخر هم به خودم رسیدم !

اما برای خود چیزی نداشتم بگویم !

و باز هم برای دیگران بود گویا ... !

برای همه ی دعا ها و آرزو های امشب می گویم :

آمـــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــن !!!

&. این پست یک پست خاص بود ! لبخند

&. امیدوارم ایندفعه ریاضی خیلی خوب شه !

و امیــــــدوارم که ..... ! ( خدا خودت می دونی دیگه !‌)

&. یه قسمت هایی از آهنگ های سیاوش قمیشی رو دوست دارم بذارمشون امشب اینجا ...

*********

 توی این شب غیر گریه ... کار دیگه ای نداریم ...

هر کی خوابه خوش به حاااالش ... ما به بیدااااری دچاریم ... !

**********

نفس بکش ... نفس بکش ...

اینجا نفس غنیمته ...

توی سکوت مزرعه ... صدای تو یه نعمته !

**********

پلکای پنجره رو وا می کنم ... تو کوچه زمزمه مهتاب ...

همه پنجره ها خاموشن ... انگار این کوچه ی خلوت خوابه !

بی صدا اسمتو فریاااد می زنم .. هق هقمو هنجره مو می بنده ...

دوباره دستای نامرئیه شب ... پلکای پنجره مو می بنده ...

**********

من برای تو می خونم ... بهترین ترانه ها رو ...

دل دیوارو بلرزون ... تازه کن خلوت مارو !!!

**********

بارونو دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم می یاره ...

حس می کنم پیش منی ... وقتی که بارون می باره ...

بارون دوست دارم هنوز ... بدون چتر و سرپناه ...

وقتی که حرفای دلم .. جای می گیرن توی یه آااااااااه !!!

شونه یه شونه می رفتیم ... من و تو تو جشن بارون ...

حالا تو نیستی و خیسه ... چشمای منو خیابون !

 **********

گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست ...

هر کسی هستی یکدفعه قد بکش از پشت نقاب ...

از رو نوشته حرف نزن رها شو از حیله خواب ...

**********

طاقت بیار رفیق .... ! دنیا تو مشت ماست ...

طاقت بیار رفیق ... خوشی ، پشت ماست .. !

**********

نفسم در نمی یاد .... به چشم خواب نمی یاد ...

دل من تو رو می خواد ... چشم من گریه می خواد ...

**********

هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی ...
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی ...
 

برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

بی تو هر لحظه اش یک قرن است ...

بی تو شب هم سحر نمی شود ...

هر لحظه ای که می گذرد ،

 در این فکرم که لحظه ی بعد را چه گونه بگذرانم ؟

بی تو ، اشک هایم چو رقاصانی ماهر ،

بر دشت گونه هایم می رقصند ...

اینجا بدون تو ، یعنی ؛ اینجا بدون من !

  

&. چهارشنبه بودیم اردو ... خوش گذشت ! کلی غر زدم و به خاطر کلاس زبان ساعت 2:15 برگشتیم در صورتی که ساعت 9 هم ازینجا راه افتاده بودیم !نیشخند

*  کلی هم فحش شنیدم که یه کم اذیتم کرد !خنثی

* هواش عااااااااالی بود ! قلبدریا هم داشت ! عکس هم گرفتم اما حوصله ندارم بذارم اینجا . به دوستم گفتم چند لحظه اینجا بشین منتظرم من برم از دریا عکس بگیرم واسه وبلاگم که قرار نیست بذارمش اینجا !‌چه جالب واقعا !نیشخند

* از بازی جرعت – حقیقت متنفرم ! بی خود نیست که تا به حال بازی نکردم که !

* نمی ذاشتن بزن بکوب کنیم ! از دست این معاون بوووووووووق !قهر

* من همش فقط عکس می گرفتم از بچه ها چون آخرین سالیه که با هم تو یک کلاسیم . و آخرین روز مدرسه هم بود !

* جاتون خیلی خالی بوووود !!!!!!!! خیــــــــــلی !افسوس

* سعی کردم همش بخندم که اردو واسه بچه ها زهر نشه !

* کلی آهنگ گوش دادیم !

* اون قسمت تاب و سرسره اش خیلی باحال بود !

درسته که من بازی نکدرم و فقط عکس گرفتم ولی ازینکه می دیدم دوستانم می خندن حس خوبی می گرفتم !لبخند

*من و شکلاتی پیش هم نشسته بودیم تو اتوبوس و کلی آهنگ گوش دادیم و خوب بود این .لبخند

* بابلسر ـ بانک کشاورزی ! می نویسم که یادم نره کجا رفتیم !چشمک

* یه قسمتی داشت که خیلی خوشگل بود . شیب هم داشت . استرسآخه من خیلی از پیش می ترسم . یکی از درخت ها رو هم به شکل خرگوش فکر می کنم در آورده بودن و ما می رفتیم تو بغلش عکس می گرفتیم .

* ساعت 3:30 رسیدیم و منم دویدم تا زودتر به کلاسم برسم و 1ساعت از کلاسو بودم و این خیلی خوب بود . ولی خوب نفسم بالا نمی یومد. یه کم که گذشت خوب شدم . ولی همش داشتم آهنگ شبو بارون از شهرام شکوهی رو می خوندم و اصلا حواسم نبود که تو کلاسم ... !نیشخند

&. دیروز با زیزیب بودیم خونه دی جی اینا !

خیلی خوش گذشت . دلم خیلی واسش تنگ شده بود . کلی چیز میز داشت و دیدیم و منم خیلی واسش خوشحال شدم که تو این همه چیز رتبه آورده بود . شیمی و معدلشو بسکتبال و ... ! امیدوارم همیشه موفق باشه ! خیلی واسش خوشحال شدم ... !بغل

سال بعد زیزیب هم قراره بره پیش دی جی ! دلم می خواد زیزیب رو خودم با دستای خودم خفش کنم چون تقصیر اونه که من رفتم این مدرسه ...عصبانی

من می خوام پیش اونا باشم خوب ....................ناراحت

دیدار بعدر اواخر خرداده روز تولد من !خیال باطل

رقصیدیم دیروز با دی جی جون چسبید ! با همون آهنگ هایی که تو اردو می رقصیدیم.

واسه تولدش یه خرس گرفته بودم من . زیزیب هم یه عروسک که نمی دونم بهش چی می گن و یه لیوان .

لیوانش خیلی باحال بود ! با یه خودکار روش کی نوشتیم اما نمی تونستیم ببینیم . ولی وقتی اون چراغشو روشن می کردیم معلوم می شد چی نوشتیم .

خیلی خوب بود . تازه امروز هم بهم اس ام اس داد که بوی تو رو گرفتم ( منظورش بوی عطر تو هست . چون عطرم تو کیفم بود و یه کوچولو به خودش زده بود . خیلی خوشش اومده بود ! ).

&. این ها حرف هایی بودن که باید می نوشتم چون خاطره اش می مونه .

&. 25 اردیبهشت امتحانا شروع می شه !استرس

&. بنده هنوز شروع به خوندن هیچ درسی نکردم . گفتم اول اینجا رو که خاک برداشته آپ کنم و بعدش درس بخونم . آخه مشکلم اینه که تا 4شنبه یادم میره !

&. اولین امتحان دین و زندگی هست و بعدش ریاضی ! امتحانای ما 20 خرداد تمام می شه بر عکس ترم قبل که همه دیر تر از ما تمام می کردن و ما زودتر ،

الآن همه 18 تمام م یکنن اما ما 20 خرداد !

&. سردمه ... خیلی ... احساس سرما خوردگی هم دارم !

&. چند شبه هی می خوام برم بیرون ... ! قدم بزنم ... ولی خوب مشخصه که نمی شه.

می خوام برم تهرانسر ـ بوستان نرگس ! اونجا واسم پر از خاطرست و خیلیم دوسش دارم !

&. امروز فیلم پرتقال خونی دیدم . تهش که خون داشت توشو اصلا دوست نداشتم .نگران

&. اینکه حالم بده خیلی چیزه جدیدی نیست ! نه ... ؟!

&. می دونم پستم طولانی شده . ولی خوب به جاش وقته آپ کردن ندارم حالا حالا ها شاید !

&. امروز ساعت 3 رو یادم بود ! خدارو شکر ... !

&. خدایــــــــــــــــــا .....به هممون کمک کن ... خدایا ... می دونی که چه قدر مهمه واسه همه ! خواهش می کنم ...

کمکون کن که بتونیم درس بخونیم و به خوبی امتحان بدیم . تو که منو خودت می شناسی ... می دونی که چه مدلیم ؟! خواهش می کنم کمک کن !

می دونی الآن اینو دارم واسه کی می گم ... خواهشـــــــــــا کمکش کن !!!!!!!

&. کلافه ام .. خیــــــــــــلی !!! نمی دونم باید چه کنم ! اصلا هم دنیایمجازیو دوست ندارم . خودمو مجدود کردم به چند جا که معتاد نشم به اینترنت ! معتاد نشدن بهتر ازین اینه که وقتمو با اینجا پر کنم ‍‍!

&. خواهر داشتن ... و خواهر بودن ... حس خیلی خوبیه !قلب

&. دلم واسه داداشم خیلی تنگ شده ... !افسوس

&. از دلتنگی هام اگه بخوام بنویسم که ............................................ !گریه

&. خدایا .. چنان کن سر انجان کار ... تو خوشنود باشی و ما رستگـــــار ... !

بغل

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

این همه ازین دنیا آموختم ...

یک چیز را اما نه !

یک چیزی که این روزها سخت به آن نیازمندم !

فراموش کردن بلد نیستم ...

فراموش کردن بوی تک گل باغ شقایق ها را ...

ای فراموشی ...

دستانم را بگیر ...

مرا ببر به اعماق خودت ...

بگذار کمی در تو پرواز کنم ...

پرواز در فراموشی ... برابر است با مرگ خاطره ها ... !

خاطره هایم این روزها هوای آتش کرده اند ...

دستانم را بگیر ...

 

&. خاطراتم درد می کند !

 

&. پارسال ... این روزها ...آخ

 

&. پاور پوینت ریاضی خیلی خستم کرد . این هفته هم خیلی کار داریم . و من هم خسته تر از همیشه !

 

&. چهارشنبه قراره ما رو ببرن اردو ! کلاس زبانم رو باید نرم .............

 

&. حالم ... ... ... ... ... ... ... !افسوس

 

&. صدای اذانه ... !خیال باطل

 

&. خدایا ... همه ی مریض ها رو زودتر خوبشون کن ... و هیچ کس رو هم مریض نکن .آمین ! به همه کمک کن خدای ِ من ...قلب

 

&. باز هم شکر !

 

&. نمی خوام که ...

 

&. چه قدر مبهم است ... ! چه قدر ... !

 

&.گریه

&. جمعه ها .. ساعت 3 ... نوشتن در نامه های خط خطیِ خانم عرفان نظر آهاری ... ! قلب

&. فردا ... امتحان ورزش ... خدا به خیر بگذرونه ! نگران

&. دوست دارم ... وقتی مردم ... آهنگ آخرین نامه ی سیاوش قمیشی بذارن واسم به جای قرآن و اینا !

امیدوارم که این کارو واسم انجام بدن !

&. چند روز هست که ازت خبری ندارم ... امیدوارم خوبِ خوب باشی ... ! لبخند

&. زندگیه دیگه ... !

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ٧:٤٢ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

 

صدای شرشر باران ...

قلب آشفته ام را تسکین می دهد ...

چه غروب جمعه ی دلگیریست ... !

هوای حوصله ام هم طوفانیست ... !

چه بی تابم من ...

می خواهم خیس شوم با اشکان این ابرهای دلتنگ ...

نمی شود ! نمی گذارد !

و صدای اذان ...

این آرامش بخش تر است !

غرق شدن در دریای آغوش او بهتر است ... !

اما قبل از آن ...

دستی بر روی ترنم باران می کشم ...

هم آغوشی با بارن چه لذتی دارد ... !

و لذت بخش تر ،

هم آغوشی با اوست ... !

**********

 

گاهی نیاز نیست که حتما حرف دلت را به کسی بگویی ....

 

گاهی همین که بدانی کسی هست تا حرف هایت را گوش دهد کافیست .... !

 

 

&.‌ ازینکه تو هم بودی و این پست رو گذاشتم حس خوبی دارم !قلب

&. خونه ی روبه روییمون رو خراب کردن . خونه ی ما از سر کوچه معلومه !

اصلا حس خوبی ندارم ! آخه من خیلی دل بسته بودم به اون خونه ...

وقتی دیدم خرابش کردن داشتم تو دلم می گفتم حاج خانم ( صاحب اون خونه ) اگه اینجا بود و می دید ناراحت می شد که خونشون اینجوری خراب شده !

( آخه بعد از مرگ همسرش دیگه رفت خونه ی بچه هاشو مریض شد و اینا )

بعد یه هو یادم اومد که فوت شده ! و دقیقا همون روزی که فوت شده بود من حالم یه جوری بود و همش احساس می کردم یکی قراره بمیره ! اصلا حس خوبی ندارم !گریه

&. عذاب به این می گن !آخ

&. فردا ... امتحان ریاضی ... واسم مهمه ! امیدوارم خیلی خوب شه ! امیدوارم !

&. خدایا ... چرا همه چیو رو سرم خراب می کنی ؟! باور کن منم بنده ی خودتم ! صبرم تا یه حده دیگه ! خدایا ... می شه همه چیو خودت درست و خوب کنی ؟!

&. خدایا ... مراقب همه باش ... ازت خواهش می کنم !

چی می شد اگه آدم هات هیچ وقت مریض نمی شدن !

&. صبح ها با هم می ریم ... بعد از ظهرم ( هر چند کوتاه ) با هم می یام !

ازینکه می تونم ببینمتون خوشحالم !لبخند

&. زندگیه دیگه ... ! چی کارش کنم ؟!

&. گاهی حتی حوصله ی نفس کشیدن هم ندارم !

&. بد نیستم ... بد نیستم ... بد نیستم ...

خسته شدم اینقدر ازین کلمه ی مسخره استفاده کردم !افسوس

&.‌ سکوت آقای رهگذر رو دوست نمی دارم ! امیدوارم حالشون زودتر خوب شه !

&. دلم می خواد کلـــــــــــــی دف بزنم ! ای کاش می تونستم ! و می شد !خیال باطل

&. تو ماه اردیبهشت ( که واقعا مثله اسمش بهشته ) خیلی دوست دارم برم جنگل ! فوق العاده هست !

&. روزها ی آخر مدرسه ... !  همش یاد پارسال می افتم !

10 اردیبهشت ! چه رووووزی بود ! چه قدر خندیدیم به خاطرش ! ریاضی ، عربی ! یاد باد آن روزگاران یاد باد !

&. این دی جی خانم هم که مارو کشتن ! امیدوارم بشه پنجشنبه همو ببینیم !

&. خدایا ... ازت خواهش می کنم !

&. ......................... ! گریه


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ٥:٤٠ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

همه چیز خوب است ...

اشک ... درد ... دلتنگی ...

همه چیز !

فقط گاهی ...

هر از گاهی از کوره در می روم ...

لبریزم !

لبریز از خستگی !

این روزها ...

همه ی تلاشم را می کنم تا نگویم : کم آورده ام ... !

دروغ است ...

مدت هاست که کم آوردم ...

اما نمی خواهم باور کنم ...

نباید که باور کنم !

من هم یک انسانم !

انسان ، قوی تر از این است ...

هنوز هم جا هست برای دلتنگی و خستگیه بیشتر ... !

اما ...

شاید آن موقع نباشم !

شاید ...

^^^^^^^^^^^^^^

 

بارش آن همه مرواریدی که از چشمان آن کودک می آمد ...

قلبم را چنگ می زد ...

طاقت دیدن آن همه مروارید را نداشتم !

 

&. امروز ، باورم نمی شد که دیدمت ... خیلی خوشحال شدم !

 

خیلی دلم برات تنگ شدهبغل

 

&. خدایا ... من طاقت دیدن اشک کسی رو ندارم ...گریه

 

به همه کمک کن که شاد باشن ... و خوب !

 

&. امروز ما رو بردن داشگاه علوم پزشکی ...

 

هر چی بیشتر ازین رشته ی تجربی می فهمم ، بیشتر متنفر می شم !

 

و این عاااالیه !لبخند

 

&. دیروز بعد از ظهر کلی باهاشون حرف زدم ...

 

همون دخترکی که سال ها پیش شعر می گفت ...

 

چه خوبه که به یادمن ! خیلی دلم براشون تنگ شده !قلب

 

&. چند روزه که صبح ها با هم می ریم مدرسه ...

 

یاد اون روزها بخیر !

 

خیلی خوبه که با هم می ریم !ماچقلب

 

&.‌دیشب کلی محکم بغلش کردم ...

 

چه قدر دلم واسه بغل های محکمش تنگ شده بود ...بغل

 

&. من هنوزم منتظرتم !

 

&. خدایا ... شکرت !

 

&. این روزها خیلی زود عصبانی می شم !

 

و این خیلی بده !آخ

 

&. دیشب آهنگ خوندمو صدای خودمو ضبط کردم .

 

هر وقت می شنومش خودم ذوق می کنم یه هو !نیشخند

 

&. دیشب دف زدم یه کم ...قلب

 

نیاز دارم کتابمو از اول شروع کنم انگاری ...

 

اما همینم خوبه ... !

 

&. وبلاگم نمی دونم چرا باز نمی شه ؟!

 

از یه جایی خوندم پست بذاری خوب می شه ...

 

منم که میخواستم این کارو انجام بدم کمی زودتر دارم می نویسم که وبلاگم باز شه ....

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خورشیدو نور و...ابرای دور و...هرچی که تو زمین و آسمونه بهم انگیزه میده :) رها کن دیروز و...زندگی کن امروزو! هر روز یه زندگی دوبارست یه شروع جدیدهــــــ :)


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان ٩٥

مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱


آرشیو موضوعی

 
پيوندهاي مفيد



آپلود عکس
یاس تم
ابزار وبلاگ نویسی

نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
پنل اس ام اس
پنل اس ام اس رایگان



نویسندگان

خواهر طوفانی



پیوندها

رو به آسمان ...( نگاری جونم )
رهایی ...
فقط من!( هیدرا جونم! )
بی صدا نوشته هایم ...( نیلوفری عزیزم)
لذت با هم بودن ...
。❤。 مازنی دتر 。❤。
فروغ فرخ زاد...
فریدون مشیری ...
حسین پناهی ...
سهراب سپهری ...
زندگی زیبای من این است ...(نغمه جونم)
خواب بنفش ...(سها جونم)
رویا ...
دنیای من ...
بابالنگ دراز عزیزم ... (✿✿جودی ابوت ✿✿ )
ساعت شنی ...( بارانم )
بر روی برگ های پاییزی ...( شقایق جون)
امروز لی لی چی می خونه ؟
آ _ ر _ ا _ م _ ش(دلارای عزیزم)
آنه شرلی،دختری از سرزمین خیال...
آنه شرلی ، دختری از گرین گیبلز ...
خوشه اشک ...( سحر جان)
در پریشان حالی و درماندگی ...(وبلاگ گروهی ما دوستان )
رویای بید مجنون ...( مرجان جونم)
ااینجا همیشه زمستان است !( آقای رضا.م !‌)
خاطرات زندگی من ...( سرمه جون)
رویای خیس من ...(سمانه جون)
غریبه ای در جزیره ی سرگردانی... ( آزاده جان)
ღ♥ღ نفرت از عشق ღ♥ღ
بغض آسمان ...( پروانه جان)
ملودی دل ... ( آیسا جون )
وبلاگ رسمي نوجوانان ايران ...
یه جای خوب واسه حس کردن زندگی...( مامان پگاهی ...)
رهگذر تازه ها...(آقای رهگذر،شاعر،مهندس و همیشه اول در وبلاگستان !)
((تنهــــــــا امیــــــد مـــــــن))... ( الهام جون )
با قلم عشق ... ( زیبا جون)
دبستان جاناتان مرغ دریایی ... ( ساقی جان )
دل نوشته های یک کارمند دانشجو ... ( آقا آرمان )
Classmate ( ریحانه جان )
آنه شرلى دخترى از رویا ... ( روناک جان )
من یه دهه هفتادی ام ...( رها جون)
چهارشنبه ی شاد...( مریم جون ! جودی و اینا ! D: )
♥♥وبلاگــیـــ از جنس محبت♥.(فاطمه جان)
*...لبخند بزن عزیزم...*( مهسا جون )
دل نمی داند چه می خواهد...ولی آنچه می گوید نشانه های توست...( آقای آفتاب آبی )
aftabgardon( مریم جون !‌)
((:یادداشتهای شادی:))
من می مانم ( آقا فرشید )
چکه های قلم ...
پله پله تا ملاقات خدا...(نرجس جون )
با من قدم بزن...( پنــــــی جونم )
چایی با طعم خدا( بهناز جان )
زندگی به روایت صدف...( صدف جونم )
سکوت ... ( غزال جون )
دختری از سرزمین آرزوها ...( هم نام عزیزم)
زاده غم ( هانیه جان)
فانوس دریای شب...( بابانوئل و نینیش عزیــــــزمممم)
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت...(ندایی )
سکوتی به معنای فریاد...( آقا رسول )
دلانه های بارانی ... ( مریم بانو )
رنگی رنگی
یادداشت های یک سوکس صورتی... (‌مهسا جون)
سطر سپید احساس من ... ( دخترک بهار )
بحـرانِ نوشـیدن چای...( آترا جونم ... )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد بستن راست کلیک

کد کج شدن تصاوير

جدیدترین کد آهنگ سیناکلیک کن

عاشقانه ترين مطالب كليك كن

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید