یک استکان سکوت از دریای دل ...

شاعری ؟! ... نمی دانم چیست ...

بیگانه شده برایم !

^^^^^^^^

&. امروزم نرفت مدرسه ... گفت حالم خوب نیست ...

شاخ در آوردم ! ازش بعیده !

در بد ترین حالت هم مدرسه رو می رفت !

نمی خوام قبول کنم ...

نمی خوام ...گریه

&. مدرسه وضعیت خوبی ندارم ...

اصلا !

&. حالش بد جور بده !!!

میدونم میگذره ...

به قول خودم مهم اینه که چجوری میگذره ...

هیچ کاری هم از دستم بر نمی یاد ...

فقط نشستم و حالش رو از دور ! تماشا می کنم ...گریه

&. چند روزه که نمی تونم تو اتاق بمونم ...

فضای اتاق دیوونم می کنه !

نمی دونم چمه ...

فقط هر چی که هست ............

نمی دونم .........گریه

&. واسه اولین بار این حرف رو تو دلم گفتم !

عذر خواهی هم کردم ...

ولی ...

ببخشید ...

&. خدا ؟! ... 

دلم واسه خدای خودم تنگ شده ...

کجاست ؟!

یعنی من کجام ؟!

هر وقت خودم پیدا شدم ، خدای من هم همون جاست !

&. اون یک هفته ای که مدرسه نرفتم ...

کلی از درس ها عقب افتادم ...

تو عمرم اینجوری نیافتاده بودم ...

به هر حال گذشت ...‌ !

&. ای کاش هیچ وقت نبودم ...

ای کاااااااااش ...............

&. بعد از مدت ها !!! فردا می رم خونه زیزیب اینا ...

دلم واسه با هم بودن هامون خیلی تنگ شده ...

دلم می خواد فردا که رفتم اونجا فقط بشینم گریه کنم ...

نمی دونم چرا ؟!

&. امروز دو تا نمره ی داغون گرفت ...

حسابی هم گریه کرد !

من تو کلاس بودم و عربی داشتیم ...

بچه های دیگه اطرافش بودن ...

ولی داشتم فکر میکردم چه قدر بده که من نمی تونم پیشش باشم چون فقط رشته هامون با هم فرق می کنه !!!

نمی دونم ...

ولی فکر کنم با من راحت تره ...

&. خسته ام .....................................

&. چند روز پیش رفتیم جنگل ...

چه قدر جنگل تو پاییز قشنگه ...

و همچنین رفتیم مدرسه کجی ...

اونجا که بودیم همش فکر می کردم ...

بی خیال ... نیازی به گفتن نیست ... مشخصه !

&. نمیدونم الآن چه جوریه .....

ای خدااااااااا ..........

&. احساس می کنم از درس خوندن خسته شده ...

حرفاش اینو بهم می گه !

ولی برای اینکه به خواسته هاش برسه راهش همینه ...

پس واسش دعا می کنم که موفق بشه و خسته نشه ...

همیشه استوار و محکم باشه ...

&. نمی دونی چقد سخته که مجبورم بگم خوبم ... !!!!!!!!

&. امشب واسه اولین بار خودمون مرغ سوخاری و قارچ سوخاری تو خونه درست کردیم .

خیلی خوب بود ...

دستش درد نکنه !

&. می خوام فرار کنم ...............................

برم ..............................

گریه

&. خدایا ... کمکش کن ... وقتی در مورد کارش حرف میشه کاملا استرس رو تو چشماش می شه دید ...

کمکش کن زودتر کاراش رو انجام بده و خیالش راحت شده ...

&. به همشون کمک کن ... آمین !

&. کلــــــی امتحان دارم این هفته ... روزی چند تا !

امتحان ترم هم دارم وسطاش !

اما واقعا توانِ خوندن ندارم !!!

&. خواستم فردا برم مدرسه راهنماییم ...

که گفتن اردو هستن !

&. ببخشید که بهتون سر نمی زنم ...

البته این چند روز که فکر می کردم کلا نمی شه کامنت گذاشت ولی اشتباه می کردم !

زیاد نمی یام نت !

در حد چند دقیقه می یام و می رم ...

بازم ببخشید ...


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

دیگر نه شعر میگویم ...

نه ...

نمیدانم ...

حرف هایم یه مشت هذیان است ،

در داغیِ این تب !

...

بس خسته ام ...

...

سه شنبه زنگ اول نرفتم .

دیگه از شنبه هم نرفتم مدرسه ...

فردا هم نمی رم ...

مریضم‌ !

خدا رو شکر الآن بهتر شدم و میتونم بشینم و حتی راه هم میتونم برم .

از بیحالیم کم شده .

واسه اولین بار آزمایش خون دادم در تاریخ : 1392/9/10

...

کلی از درس عقب موندم .

ولی واقعا نمیتونم برم ...

...

یه خاکِ ... توی آب اسیره ...

همیشه ... تو هراسِ مرگِ ...

که روزی ... زیرِ آب نمیره ...

...

کجی خیلی خسته شد این چند وقتی ...

اول مامان بعدشم من ...

فداش شم من ...

...

مامان نباید استرس بگیره ...

از وقتی مریض شدم همش سعی میکنم جلوی اون قیافمو خوب کنم یه وقتی بیش از این نگران نشه ...

...

خدااایااااا ... مراقبش باش ... فردا میخواد بره مدرسه ... خسته نشه ...

...

کلی این چند وقتی گریه کرد ... کلی غصه خورد ...

خیلی اذیت شد ...

شرمنده ام‌ !

و نگران ...

اونم کلی گریه کرده و میکنه ... درساشم که نمیخونه ... یعنی نمیتونه ...

...........

خدایا ...

همه چی رو درست کن خودت ........

&. این عنوان برای پست 144 بود .

اما اون پست جاشو به یه پست خیلی بد داد .

به هر حال گذشت ولی متاسفانه آثارش هست ...

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢ ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

مامان ؟!

بیا خونه دیگه ...........گریه

میدونم من بدم ..........

میدونم بابت من کلی حرص میخوری و اذیت میشی ..........

میدونم هیچ وقت دختر خوبی نبودم براتگریه

ولی ماماااااااااااااااان ................

تو رو خدااااااااا زودتر بیاااااااااا ......... سااااالمِ سالم ..............

مامان .......................................

گریهگریهگریهگریه

فدات شم من ..................

مامان ............

بدونِ‌تو نمی شه زندگی کرد ...............

بدونِ‌ تو نمیشه نفس کشید .........................

مامان .............................

من خیلــــــــی بدم .....................

هیچ وقت واست خوب نبودم ......................

نصفِ مریضی هات تقصیر منه .......

از بس از دستم حرص میخوری ................

به خدا غذا خوردنم دستِ خودم نیست ..........

بمیرم من ......................

کلی زجر کشیدی ..........................

*****************

خدااااااااااااااا ............

شکـــــــــــــــــــــرت ........................

خواهش میکنم زودتر خوبش کن ..................

التماست میکنم ....


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢ ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

خداااااااااااا ...................

التماست میکنم ...............................

خوبش کن زوووووووووووووودگریه

مامااااااااااااان ......................

تو خونه بدون تو نمیشه نفس کشید .........................

خدااااااااااااااا......................................

التماااااااااااااست میکنم ........................................

زودتر خوبش کن .................................

...................

دعا کنین ...


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

www . night Skin . ir