یک استکان سکوت از دریای دل ...

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در دوشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩۳ ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

مگه میشه به یادت نبود ؟!

مگه میشه ؟ ...

...

همیشه بهترین بودی ، الآنم بهترین باش .

موفق باشی ایشالا :) برات دعا می کنم .

...

نمیدونم چرا نوشته هامو اینجا نمیذارم !

...

ای کاش قلمچی نمیرفتم :(

کلا اعتماد به نفسم صفر هست ، به منفی می رسونه !!

...

هنوز یه چیزایی مونده که بگم : اینجا یه روزی اتاق ما خطاب می شد ! نه اتاق من!

...

اومممم...

نمیدونم ...

...

مقصود تویی ، کعبه و بت خانه بهانه ! 

...

چند شب پیش برای یک تحقیق فیزیکی دل رو به اینترنت و سایت ها فیزیکی زده بودم :دی

اگر وقت داشتم دلم میخواست ساااعت ها تو همون سایت ها باشم و بخونم !

دست خودم نیست که ، نام رشتمم ریاضی فیزیکه ! :دی

چرا با وجود این همه دروس قشنگ ، باید مثلا دینی خوند ؟ تاریخ خوند؟ عربی خوند؟ شیمی خوند ؟؟ حالا باز شیمی و می گم باشه ! ولی با اونا کنار نمیام !

...

دلم می خواد نجوم هم بخونم ! یک عدد معمار :دی که نجوم هم می خونه ! اصلا دلم می خواد دکترای ریاضی هم بگیرم ! ریاضی همه چیش قشنگه ! 

...

امروز تو کلاس گفتم چی می شد همه درسا و همه زنگا ریاضی بود ؟ دیگه هیچکی خسته نمیشد ! فقط حال می کردیم !

...

بگو تنهام نمی ذاری ...

تو که میدونی قلب من چقدر ظریف و حساسه ...

آهنگ های مورد علاقت ;)

...

چهارشنبه ها کمی می تونم برای خودم باشم !

...

فردا شب خاله اینا شام اینجان . بنده خودم هشت شب میام خونه و بعدشم یه درس دیگه رو باید تست بزنم :دی

...

میخوام برم ...

...

دانشگاه تهران منتظرمه ;)

...

پارسال همچین روزایی بود که قوی بودنم تمام شد ! 

دیگه ادای قوی بودن نمیتونستم درارم ...

باختم !

همین!

...

 

اشکه دیگه ...

میاد بدون اجازه !

...

خدا ؟!

ماچ

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳ ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

www . night Skin . ir