یک استکان سکوت از دریای دل ...

فصل مورد علاقه من و وقت درس خوندنم داره به خوابیدن میگذره !

داره با اشک های لعنتی میگذره ...

دلم میخواد تنها برم بیرون ...

قدم بزنم و محمد علیزاده گوش بدم و غرق عطر بهار شم ...

و کسی هم منو نشناسه ...

تنها نکته مثبت تهران میتونه این باشه که وقتی دلت گرفت و خواستی کسی تو رو نشناسه و بری تو خیابان واس خودت قدم بزنی ، میتونی !

...

دیروز همه رفتن !

...

الآن یادم اومد ، که نماز نخوندم !

شاید به خاطر همین حالم اینجوریه ؟! هان ؟!

...

الآن دیگه یه دنیا آدم انتظار دارن ازم ...

برادرم ، خواهرم ، مادرم ، پدرم ... همه منتظرن که من تهران باشم ...

همه برای کنکور من برنامه ریزی کردن ...

کجی میگه به رئیس شرکت گفتم ، من امسال دو تا مرخصی ِ خوب میخوام !

یکی برای کنکور خواهرم ، یکی برای دفاع همسرم !

برادرم امروز داشت به شبی که من کنکور دادم فکر میکرد !

و همه هم منتظرن که من برم پیششون !

حتی مادرم به فکر ِ اینه که من رفتم تهران چکار کنه ؟! 

اصلا یهو دیدین زد به مغزمو زدم معماری اصفهان !

و همه ی پل ها رو خراب کردم !

...

حرفی بین من و اون نیست ! یعنی باز هم همون جملاتی که تو بچگی به خودم میگفتمو باید الآنم بگم ؟!

...

خواهر نعمته ...

حق با اونه ...

ولی حق نداره جواب حال بدم رو اینجوری بده ...

کاش اینقدر نیازمند نبودم ...

...

گاهی به خودم میگم چه خوبه که اینجا اینقدر سوت و کوره !

...

دلت نخواست نگو نشد ، میشد ...

...

گاهی

اینقدر حالم خرابه که حتی سیاوش هم گوش نمیدم !

...

روزها از دستم در رفتن ...

الآن یادم اومد که پنجشنبست !

پس چرا اینقدر شبیه غروب جمعست ؟!؟!

و تازه هم یادم اومد که فردا 13 به در ِ !

یادش بخیر همیشه خونه هم 11 و 12 میرفتیم عید دیدنی و 13 به در هم با هم بودیم !

حالا الآن اصلا نمیدونم چند ماهه ندیدمش ؟!

و حتی شاید دلم میخواد نبینمش !

نمیدونم باید در مقابلش چه برخوردی داشته باشم ؟!

...

دلم برای جمع خودمون تو مدرسه تنگ شده !

...

هانیه گچ پاشو درآورده !

...

آخیش ...

خدایا شکرت ...

کمی بهتر شدم ...

منتظر اذان و نماز و بعدشم درس ...

...

این خونه آوای خوشش رو کم داره ...

...

اذان ...

یا خدا !

 *رفتم وبلاگم دیدم آهنگ داره ! منم نذاشتماا ! اونم چی ؟! بی سرزمین تر از باد سیاوش! ...

 

 

 

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٥ ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

عنوان پست گویای همه چیز هست !

فقط اینو بگم که ، امروز بهار رو لمس کردم ...

چه خوبه که دختر ِ بهارم ، و چه خوبه که شهر من اینجاست ...

اینجا قسمتی از بهشته ...

...

خدایا ...


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٥ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

یه دنیا حرف که بیخ گلوم گیر کرده ... یه دنیااا...

...

ولی حتی اینجا هم نمیتونم بنویسم ...

خدااااااااااااااااا............

تو فقط دستامو بگیر ...

من دارم میترکم ............ من دارم .........

ای لعنت به من ........

لعنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت............

خستم خدا ......

خدا چرا حرف نمیزنی چرا نمیشنوی چرا کمکم نمی کنی ؟!!؟!؟!؟؟!!؟

بابا من دیگ .......

....................................

گرم و سرد میشم ... تب خال میزنم ... گُر میگیرم از گرما ...

اشک میریزم ...

چمه؟! چته لعنتی ؟!

////

...

......

...

برم این فیزیک لعنتی رو بخونم !

...

خاله اینا از تهران اومدن و خاله خودشم چند روز تنها میمونه .

من و دخترخاله جان هم که کنکوری ! البته اوشون اردیبهشت ماه کنکورشه !

الآنم همه رفتن به مناسبت سالگرد ازدواج کجی اینا بیرون . 

و ما دو تا تنها !

...

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در یکشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٥ ٤:٠۸ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

همه رفتن خونه عمه جان عید دیدنی ...

...

بارون امشب توی ایوون
مثل آزادی تو زندون

بی صفا بی تحرک بی ریا بود ...

اولین باران های بهاریه ...

...

عید رو تبریک گفتم ، تبریکم نگفت حتی ... پرسیدم خوبی؟! جوابم نداد حتی !

...

خب ...

آخه چرا؟!

چرا حرفی برای گفتن باهاش ندارم ؟!

همش باید یه کاری کنیم .

یعنی واقعا اون با من هیچ حرفی نداره ؟!؟!!؟

خب چرا ... مگه من چمه ؟!

نگاه کن ... دیشب با گریه خوایم برد ... منتظرم ... منتظر بیخودی !

من دیگه نو جوان 13 - 14 ساله نیستم .

من دارم میترکممممممممم ............

از اشک از بغض از حررررففففففف.........

از د ل ت ن گ ی ....

لعنت به دلتنگی ...

بی انگیزه ... بی هیچ !

وااااای خداااااااا ......................

چه خوبه که هستی ... 

دلم نمیخواد با این حالم کسی منو ببینه ... یا اصلا دلم نمیخواد کسی بدونه من اینم ...

میخوام از خواهر طوفانی صورت خندان و پر انرژیش یادشون باشه ...

خدا ...

میشه جواب بدی ؟!

میشه من کفر بگم ؟! بگم که تا جوابمو ندی و صداتو نشنوم باهات قهرم ؟!

میشه دروغ بگم که دیگه دوست ندارم ؟!

میشه بغلم کنی ؟!

میشه بگی که کمکم میکنی ...

میشه بگی که پیشمی ...........!؟؟!؟!؟!؟!؟!

خدا اصن میشنوی چی میگم؟!

میبینی منو؟!

خدا ؟!

وای که چقدر حرف زدن با تو خوبه ...

آخیش آروم شدم ...

خدا ؟! من ِ کافر رو میبخشی؟

خدا ؟

میشه ذهنمو رها کنی ؟! کمکم کنی درس بخونم ؟!

نباید جا بزنم ...

خداااااااااااااااااااااا.......................................

...

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٥ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خورشیدو نور و...ابرای دور و...هرچی که تو زمین و آسمونه بهم انگیزه میده :) رها کن دیروز و...زندگی کن امروزو! هر روز یه زندگی دوبارست یه شروع جدیدهــــــ :)


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان ٩٥

مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱


آرشیو موضوعی

 
پيوندهاي مفيد



آپلود عکس
یاس تم
ابزار وبلاگ نویسی

نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
پنل اس ام اس
پنل اس ام اس رایگان



نویسندگان

خواهر طوفانی



پیوندها

رو به آسمان ...( نگاری جونم )
رهایی ...
فقط من!( هیدرا جونم! )
بی صدا نوشته هایم ...( نیلوفری عزیزم)
لذت با هم بودن ...
。❤。 مازنی دتر 。❤。
فروغ فرخ زاد...
فریدون مشیری ...
حسین پناهی ...
سهراب سپهری ...
زندگی زیبای من این است ...(نغمه جونم)
خواب بنفش ...(سها جونم)
رویا ...
دنیای من ...
بابالنگ دراز عزیزم ... (✿✿جودی ابوت ✿✿ )
ساعت شنی ...( بارانم )
بر روی برگ های پاییزی ...( شقایق جون)
امروز لی لی چی می خونه ؟
آ _ ر _ ا _ م _ ش(دلارای عزیزم)
آنه شرلی،دختری از سرزمین خیال...
آنه شرلی ، دختری از گرین گیبلز ...
خوشه اشک ...( سحر جان)
در پریشان حالی و درماندگی ...(وبلاگ گروهی ما دوستان )
رویای بید مجنون ...( مرجان جونم)
ااینجا همیشه زمستان است !( آقای رضا.م !‌)
خاطرات زندگی من ...( سرمه جون)
رویای خیس من ...(سمانه جون)
غریبه ای در جزیره ی سرگردانی... ( آزاده جان)
ღ♥ღ نفرت از عشق ღ♥ღ
بغض آسمان ...( پروانه جان)
ملودی دل ... ( آیسا جون )
وبلاگ رسمي نوجوانان ايران ...
یه جای خوب واسه حس کردن زندگی...( مامان پگاهی ...)
رهگذر تازه ها...(آقای رهگذر،شاعر،مهندس و همیشه اول در وبلاگستان !)
((تنهــــــــا امیــــــد مـــــــن))... ( الهام جون )
با قلم عشق ... ( زیبا جون)
دبستان جاناتان مرغ دریایی ... ( ساقی جان )
دل نوشته های یک کارمند دانشجو ... ( آقا آرمان )
Classmate ( ریحانه جان )
آنه شرلى دخترى از رویا ... ( روناک جان )
من یه دهه هفتادی ام ...( رها جون)
چهارشنبه ی شاد...( مریم جون ! جودی و اینا ! D: )
♥♥وبلاگــیـــ از جنس محبت♥.(فاطمه جان)
*...لبخند بزن عزیزم...*( مهسا جون )
دل نمی داند چه می خواهد...ولی آنچه می گوید نشانه های توست...( آقای آفتاب آبی )
aftabgardon( مریم جون !‌)
((:یادداشتهای شادی:))
من می مانم ( آقا فرشید )
چکه های قلم ...
پله پله تا ملاقات خدا...(نرجس جون )
با من قدم بزن...( پنــــــی جونم )
چایی با طعم خدا( بهناز جان )
زندگی به روایت صدف...( صدف جونم )
سکوت ... ( غزال جون )
دختری از سرزمین آرزوها ...( هم نام عزیزم)
زاده غم ( هانیه جان)
فانوس دریای شب...( بابانوئل و نینیش عزیــــــزمممم)
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت...(ندایی )
سکوتی به معنای فریاد...( آقا رسول )
دلانه های بارانی ... ( مریم بانو )
رنگی رنگی
یادداشت های یک سوکس صورتی... (‌مهسا جون)
سطر سپید احساس من ... ( دخترک بهار )
بحـرانِ نوشـیدن چای...( آترا جونم ... )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد بستن راست کلیک

کد کج شدن تصاوير

جدیدترین کد آهنگ سیناکلیک کن

عاشقانه ترين مطالب كليك كن

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید