یک استکان سکوت از دریای دل ...

باران ...

اینقدر نبار ...

هیچ کجا را نمی گیری با این باریدن ...

فقط دلِ تنگی را ، تنگ تر می کنی !

غصه ای را بیشتر می کنی ...

اشکی را جاری می کنی ...

کفر می گویم من امشب ...

می دانم‌!

 خستگیست دیگر ...

 ببین چه می کند با آدم های روی زمین !

که به نعمتی چون تو این ها را می گویم ...

چه قــــدر غصه در تو جای می شود ...

گویی غصه های تمام اهل زمین را تو بر دوش می کشی !

فقط کمی آرام بگیر ...

فقط کمی ...

&. ببار بارون ... که اینجا شکل زندونه ....

&. دلم تنگه مثل ِ ابرای تیره ....

&. بازم دلم گرفته ... تو این نم نمِ بارون ...

&. پسفردا امتحان عربی دارم ... یک زمانی درس مورد علاقم بود !

&. امشب رفتم زیر باران ... کمی خیس شدم ... خوب بود !

&. خواهر داشتن و بودن زیبا ترین حس در این دنیاست !( برای من ! )

&. دف ... در این هوای بارانی ... بسیار می چسبد !

&. یه بار دلم می خواد ... برم زیر باران و نماز بخوانم !

&. این روزها ... خاطرات سال گذشته ... بسیار رو اعصابم است !

این روزها ....................! گریه

&. دلم تنگه می فهمی ؟! نچ !

&. من هم اکنون ؛ یک آدم بی اعصاب ، بداخلاق و بی حوصله  هستم‌!

تا 10 کیلومتریِ من هم نباید کسی بیاد !

&. ریحان ... سبزیِ مورد علاقه ی من است ... بوی طبیعت و زندگی می دهد !

&. سردمه ... خیلی !

&. صدای باران آرامم میکند ... !

&. خدایِ من ... شکرت !

&. امروز دلم خواست ازون نقاشی های سیاه سفید همیشگیم بکشم !

&.my God ...

please Help us ...

please ...

we need you ...

alot !

&. خـــــــــداااااااااا ا ا ا ا ا ا ا ................

&. هیچ ... !

 

 

 

دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:٠٦ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir