یک استکان سکوت از دریای دل ...

 

آهای ...

نقاب هایم را کجا بردی ... ؟

بهشان نیاز دارم ...

آدم های اطرافم را خسته کرده ام ...

نقاب هایم را به من برگردانید ...

بگذارید کمی دیگران از دست من راحت باشند ... !

 

 ********************

واژه با من غریبی می کند ...

قلم در دستم می لرزد ...

گم کرده ام توانایی نوشتنم را ...

گم کرده ام خودم را ... خدایم را ...

خداوندا ...

کمکم کن که پیدایمان کنم ... !

&. شرمنده برای این همه کم پیدا بودن !

&. هوای حوصله ابریست ... !

&. پنجشنبه اتفاق مهمی تو زندگیم افتاد . دست همشون درد نکنه !

&. خدایا ............ !

باید بگم شکرت نه ؟! باشه ... شکرت !

&. بچه ها ... واسه همه بیماران دعا کنین ...

یکی هست ... که این روزا خیلی حالش بده ...

لطفا واسش دعا کنید ...

&. یکی از فانتزیام اینه که contact بنویسم !نیشخندزبان

&. جوجه طلایی دیگه ... !؟ابرو ولی خیلی دوسش دارم !

&. چهارشنبه رفتیم ثبت نام ! بالاخره به ریاضی رسیدم !

TNX God !

&. یکشنبه ها ... خدایا شکرت !

از ته قلبم می گم شکرت ! مرسی خداااا ... مرسی !

&. تو این گرما ... من سردمه !!! جالبه !

&. گریهگریهگریه

&. این روزها حتی تو جمع هم نمی تونم اشکامو کنترل کنم !خنثی

&. گاهی ... نمی دانی که چه می خواهی ؟!

می دانی ... اما نه ! نمی دانی !!!

&. خیلی تلاش کردیم که باهم باشیم !

&. هنوز کیمیاگر تمام نشده !

&. دف ... ! ......... !!!!!! ...

&. خدایااااا ... خوبش کن ... خواهش می کنم‌!!!

&. تابستان بسیار زیباست !

&. نمی خوام عزیزانم ... حتی 1 قطره اشک بریزن ...

جز اشک شادی !

&. منتظرت بودن می دونم کار خنده داریه ... ولی منتظرم !

&. همیشه آدمایی که دوسشون داریم و واسمون عزیزن ازمون دورن !

&. از بین رفت ... ! از بین رفتنش تصویب شد !

&. واسه اولین بار رفته بودم خونه داداشم اینا ...

خیلی خوب بود ! خداروشکر !

کلی زحمت کشیدن ... هی عکس می گرفتم و می گفتم باشه واسه وبلاگم ! اون پست عکس دار خیلی توش عکس باید بذارم !

&. ترجیح دادم چیزی ننویسم این چند وقت ... !

چون همه ی حرفام رو باید در 3 نقطه می گذاشتم !

سکوت به از این است !!!

 

یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir