یک استکان سکوت از دریای دل ...

وقتی از در و دیوار و سقف و زمین برایم می بارد چه کنم ؟!

هر چه بیشتر تقلا کنم و دست و پا بزنم بی فایدست ... !

سَرِ جایم آرام بگیرم و فقط تماشا کنم بهتر است !

با آرامش ذوب می شوم ...

حس بهتریست برایم !

... !

&. همیشه برای همه چی می تونستم فکر کنم درست !

اما الآن من کوشم ؟! کجام که به خودم کمک کنم !؟

&. خدایا ... !!!! خودت کمک کن ..... !!!

&. به ماه رمضان داریم نزدیک می شیم ...

دلم مثل ِ همیشه واسه اون روزها تنگ شده !!!

سه تایی ... تو حال ... زنگ سحریِ مخصوص !

بعدشم مسواک زدنای سه تایی روی مبل به ترتیب ...

حس خواهرانه و برادرانه حسیست تکرار نشدنی !

&. خدایا ... می خواد بمونه ... کمکش کن ... همیشه بهت امید داشته و داره ... کمکش کن ... خواهش می کنم ...

&. دیگر حتی حوصله ی این دنیای مجازی را هم ندارم !!!

&. دلم نمی خواد حتی 1 ساعت دیگه تو اون مدرسه باشم !

&. امروز کلی دف زدم ... خیلی خوب بود ! به خودم امیدوار شدم !

درس های حفظیو زدم ... حفظم بودم ! خداروشکر !

&. .... !!!گریه

&. من همون خواهر طوفانیه قویم !!! من همونم !

 همون !

&. تو دیگه چی می گی این وسط ؟!

&. همیشه می دونستم یه روزی کم می یارم ! :|

نه ... نباید بگم ! ... من هنوز کم نیاوردم !!!!!!!!

&. فقط به خاطر دیدن یکی از عزیزانم باید برم اون خراب شده !!! ایش ...

&. دیگه فرار کردن جواب نمی ده ! همینجا وایسا ... !

&. .........................

........................................

..........

.........................................................................

..................................

..........

...

توصیفه حالمه ! ... قشنگه نه ؟!

&. گریه ...

خدا ... به خودت قسم ......

هیچی ... !

 

یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ | ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir