یک استکان سکوت از دریای دل ...

حتی ذره ای در من رنگ و بوی شاعری نیست ...

دیگر از خودم هم خجالت می کشم !

نمیدانم آن همه احساس کجا رفته ؟!

آن همه تمنا برای نوشتن !

این روز ها سکوت اختیار کرده ام ...

چیزی که گاهی التماس می کنم تا آن را بشکنند چون مرا عذاب می دهد !

حرفی نیست ...

و شاید هیچ وقت حرفی نبود !

و همه اش بازی با کلمات بود ...

هر چه بود و هست ...

از این دلِ تنگ و خسته ی من است ...

که این روزها همه چیز را در خود نگه می دارد ...

و هنوز هم پا برجاست !  

&. در سکوت به سر می برم ... !

&. میگذره ... !

&. حالم ... ؟! نپرس ... نه گفتنیِ ... نه نوشتنی !!!

&. به مدرسه فکر میکنم حتی حالم بد میشه !!!

&. 14 و 22 نزدیک شدن ...

استرس گرفتم ... احساس میکنم وقت ندارم کارایی که میخوام انجام بدم !

&. زبان میخونم ... کاراشو انجام میدم ... ریاضی می خونم ... تمرینشو حل میکنم ...

دف میزنم ... کتاب میخونم ... آهنگ که همیشه هست ...

با گوشی بازی میکنم ... یه چرخی تو اینترنت میزنم ... 

این ها فعلا کارهاییست که من انجام میدم !

میخوام به این ها یه چیزی اضافه کنم ...

اونم نقاشی و یه چیز دیگه ...

که نیاز به یه کمکی دارم فعلا باید صبر کنم !

&. خدایا ... کمک ... خواهش میکنم !!!

خدایا ... دعاهامو میدونی ... نمیگم الآن ... 

آمین !!!

خداااااااااااااااااا ......

میبینی ؟! ... !

&. خدایاااااا ... میشه نجاتم بدی ؟!

...

گریه

&. داره از بین میره ...

و فقط یه نفر حواسش هست ...

اونم نه همیشه !

یعنی اون نمیذاره که حواسش باشه ...

ولی واقعیته ... داره از بین میره !!!!!!!

&. یه کاکتوسی داشتم ... یه زمانی ... یه همچین روزایی یکی بهم داده بود !

نه خودش هست ...

نه کاکتوسی که بهم داد ... !!!

&. دارم میترکم از اشک و حرف !!!

........................... !!!

&. دنیای هنر خیلی قشنگه ... خیلی !

&. امروز کاملا اتفاقی قسمت 25 از کارتون آنه شرلی رو دیدم ...

دلم واسش خیلی تنگ شده بود ... خیلی !

و به این نتیجه رسیدم :

آنه ی درونم مرده !!!

مدت هااااااست که دیگه خیال پردازی نمیکنم !!!

&. گریه

&. خسته ام ... خیلی !!!!!!!!!!!!!!!

خیلی ........... !

&. اگه جایی بگم که من از جمعیت آدم ها میترسم خیلی مسخره ام می کنن ؟!

اگر بگم حالم بد می شه بازم مسخرست نه ؟!

اینقدر بیرون نرفتم و حاهای شلوغ حضور نداشتم و تو اتاقم بودم این حسو دارم !‌ :|

&. خداااااااااایاااااااااااااااااااااااا ................................................

خداااااااااااااااااااااااااااااااا .....................

میخوام با تمام جونم صدات بزنم .................

خدا ...

میشه مثلِ همیشه خدااااایی کنی ؟!

خدا ......

میدونی خودت ...

&. ابی میگه کی اشکاتو پاک میکنه وقتی که غصه داری ؟!

منم میگم از سرِ غرور حتی خودمم پاکشون نمی کنم میذارم خودشون راهشونو طی کنن !

شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره ؟!

منم میگم شانه ای تجسمی ..... !!!

...

گریه

&. بسه دیگه ...

حرف زدن بسه !

................................

................

....

.

!

یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir