یک استکان سکوت از دریای دل ...

امروز تولد دخریست ...

که هنوز آشناییمان به یک سال هم نکشیده ...

اما از اینکه با او آشنا شدم خوشحالم ...

جایی او رادیدم که از آنجا متنفر بودم ...

بسیار پاک است ...

و بی آلایش !

بسیار دوستش دارم ...

خاطراتِ قشنگی با هم داریم !

امیدوارم همیشه شاد باشد ...

اشکش فقط برای شادی باشد !

موفق شود ... در درس ... در زندگی اش !

بقیه ی آرزوهایم برایش باشد در دلم !

و در آخر ...

امیدوارم در این سالِ جدید از عمرت حالت بسیار، بسیار و بسیار تر خوب تر باشد !!!

امضا : خواهر طوفانی !!!


تولدت مباااااااااااارک عزیـــــــــزم

آهنگ وبم رو میخواستم شاد بذارم ولی چیزی گذاشتم که خاطره داریم باهاش !چشمک

میدونی که چرا این عکسو گذاشتم دیگه ؟!نیشخند

اینم کیک :

 

 

خوب اینم از هدیه ای که پریروز بهت دادم نیشخند :

 

اینو جمعه کشیدم ...واسه اولین بار رو بوم ...

کلی فکر کرده بودم درباره اش ... 

واسه همه توضیح دادم اینو !

هر کی خواست بگه ، که بگم چی جوریه رنگاش ! ولی مشخصه کاملا !

همیشه وقتی نقاشی میکشم به خودم میگم من آخرش نقاش نمی شم !

ولی از این همه تعریف کردن ... !

دیگه نمیدونم خودم ... 

ولی خودم دوستش می دارم !نیشخند

تو عکس خیلی خوب نیافتاده ! و اینجا هم که کلی باید از کیفیتِ عکس کم کنی تا یه عکس بتونی بذاری !!!

یه هدیه دیگه هم کتاب بود که عکس نگرفتم چون وقت نداشتم !

دیگه همین دیگه ...

بااااز هم تفلدت مباااااااااارکهوراهوراهورا

میگن بعدا نوشت :

و تولد هشت سالگیِ وبلاگ آقای رضا.م هم مبارک !هورا

سن دار ترین عضوِ جمع تشریف دارن وبلاگشوننیشخند

 

دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ | ۱:۱٩ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir