یک استکان سکوت از دریای دل ...

نمی دانم با چه واژه ای حالم را فریاد بزنم ؟!

نمی دانم چه گونه می توان بیان کرد ؟!

فقط می دانم اینقـــــــــــــدر بد است ...

که هم اکنون با چنین وضعیتی مشغول نوشتنم !!!

گویی همه ی ستارگان و کواکب ،

دست در دست هم گذاشته اند تا مرا از بین ببرند ...

خیلی خسته ام ...

خیلی ... !

************************

&.مریض نشو ... چشم ... مریض نشدم ...

اما می ترسم از وقتی که دیگه نتونم کنترل کنم !

که اون روز دور نیست و نزدیکه ...

چون همین الآنشم به سختی این کارو می کنم ...

&. حالم از این خنده هایی که پشتش یه دنیااااااا گریست به هم می خوره !!!

و این روزها زیاد این خنده رو لبمه !

که کسی نفهمه ..........

&. خاله بعد از سال ها به تنهایی اینجا مونده ...

حس خیلی خوبیه چون واقعا دوسش داریم هممون !

کلا وقتی با همیم همه چی خوبه !

این دورِ همی ها خیلی خوبن !

حیف که حالم بده و نمی تونم لذت ببرم ...

ولی خوب باز هم شکر !

&. جمعه شام رو من و خواهرم و همسرش با هم سه تایی درست کردیم .

عالی شد !

خواهرم خیلی با ذوق گقت بذار وبلاگت گفتم چشم ...

ولی حال و روزم بدتر از این حرفاست ...

ولی حتما میذارم ...

نوشتم که بذارم !

اخه الآن هم با لپ تاپ خواهرم هستم و نمی شه عکس گذاشت !

&. فقط یک هفته مونده به آغاز اون خراب شده ...

شده واسم بد تر از کابوس !!!گریه

کلی کار هست ...

حتی هدیه ی نگاری رو هم آماده نکردم ...

اگه وقت نشه حسابی شرمندش می شم ....

چون خیلی دوست داشتم بهش اونی که می خوامو بدم ....

اگه الآنم وقت نشه حتما میدم بهش !

بعدش اون مقاله آمارو چه کنم ؟!

هیچی بلد نیستم و نمی فهمم ...گریه

سوال کنکور و امتحان فیزیکو .............گریه

تازه مثلا می خوام برم مدرسه کیف و کفشم نگرفتم !!!!

وای خدا می شه این ماه پایانی نداشته باشه ؟!؟!؟!؟!؟گریه

&. امروز با صحنه ی بدی مواجه شدم وقتی رفتم سایت شکوه و نمرشو گرفتم !

بد عصبانی شدم !!!خنثی

خیلی بد بود !

باید سعی کنم عصبانیتم رو کنترل کنم ولی دست خودم نیست ...نگران

&. خدااااااااااااااااااااااااااااااا .....................................................گریه

کجاااااااااااااااااااااایـــــــــــــــــــــــی ؟؟؟؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!

نیستی ................گریه

مثل همیشه تو لحظه لحظه هام نیستی ....

خیلی دور شدم نه ؟!

.................گریه...................

&. به همون خدایی که همه بهش قبول دارن قسم ....

منم آدمم....

ظرفیتم تا یه حده !!!!!!!!!!

دیگه ازون به بعد کم می یارم ......................

گریهگریهگریه

&. میگه گریه نکن ....

نمی شه ........................گریه

&. دیشب شنیدم حال پدر بزرگش خوب نیست ...

دلم می خواست گریه کنم ...

خدایا ... حالشونو زودتر خوب کن ...

آمین !

&. وای یاد چشمم افتادم باز ............

قاطی داره باهام !

ایش ...

&. یه کار دیگه هم یادم رفت ...

من هنوز کتاب های سال پیشم توی طبقمه !!!!

فقط 48 ساعت طول می کشه اونا رو بردارم فکر کنم !!!!

شایدم بیشتر !

اگر 48 ساعت یکسره بشینم شاید ... !

&. گریه نکن ای شب زده .... ای شب نشین گریه نکن ............گریه

&. رفتن مسافرت و برگشتن ....

خدا رو شکر ....

&. امیدوارم چهارشنبه به خوبی ارائه بده و موفق باشه ... آمین !

&. گاهی وقتی راجع به کشتی های غرق شده ی من حرف می زنن و می گن ح ... کشتی سازی داره !

دقیقا همون لحظه هاییست که به سختی می تونم ظاهرمو حفظ کنم ....

&. چه قــــــــــدر این روز ها دروغگو شدم .....................

&. حااااااااالم به هم می خوره ......................................................

&. خداااااااااااااا من توانشو نداااااااااااااارمممممممممممممگریه

&. خدااااااااااااااااااااا کـــــــــــــمــــــــــــــک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

..........................................

........................

............

...

!

 

 

یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir