یک استکان سکوت از دریای دل ...

ذره ای در من رنگ و بوی شاعری نیست ...

حتی قطره ای واژه از قلمم چکه نمی کند ...

شاید بی احساس شده ام ...

شاید ... !

^^^^^^^^^

باز هم پاییز ...

برگ ها را در آخرین روز دیدم ...

لمس نکردم ... !

امیدوارم سختی های پاییز را هم فقط ببینم ...

لمس نکنم !

****************

&.باز هم پاییز و غم هایش ....

باز هم پاییز و قصه هایش ....

و باز هم ..............

&. خدااااااااااایــــــــــا ........ می شه امشب صبح نشه ؟!؟!؟!

خدایا ... نمی تونم .............................

ببین منو .................

به خودت قسم خیلی خستم ....................

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااگریهگریهگریه

&. خدایا ... خواهش می کنم ...

کمکش کن ...

امسال باید خودش شه !!!

میدونی که چه قدر ناراحته ازین قضیه !

خدا ... میدونی خیلی توانایی هاش بالاست ...

کمکش کن ...

&. خدا...

دیدی امشب اس ام اساشو ...

یه بار رفت درد دل کنه ...

فکر کنم پشیمون شد گریه

خوب نمیشه بخندم که !

خوب گریم می یاد .

ناراحت می شم .

نمی خوام ناراحت باشه !

خدایا ...

کمکش کن که خوش باشه ...

به خوبی درس بخونه ...

خواهشا ...

&. باز هم امسال اولین مدرسشه !

و باز هم داستان هاش ...

امیدوارم این چیزا رو درسش تاثیر نذاره ...

خدایا کمکش کن که به هدف هاش نزدیک و نزدیک تر شه ...

تااااازه الآن وبلاگ دار شده !

این همه بهش گفتم بالاخره این کارو انجام داد !

ذوق کردم وبشو دیدم !

مخصوصا اینکه با یکی دیگه از عزیزانم وبلاگ ساخته !

خدایا ...

موفقش کن !

&. همیشه مظلوم بوده ... همیشه ساکت و بی سر زبون !

خدایا ... بهش کمک کن به خوبی درسشو بخونه ...

تو مدرسش خوش باشه !

امیدوارم تو وبلاگی که با هم زدن از خوشی هاش بنویسه ...

&. خدایا ... کمکش کن نسبت به این مدرسه حس خوبی پیدا کنه ...

موفق شه ...

کمکش کن بخنده همش !

از همون خنده هایی که سرمون رو گاهی سرِ کلاس به باد می داد !

&. خدایا ... به همه بچه های وبلاگی که می شناسم و مدرسه ای هستن ...

کمک کن که از مدرسشون بدشون نیاد و رو درسشون تاثیر نذاره !

مثل آیسای عزیزم ...

و همه دوستان !

&. خداااااا ...

خیلی به خودش سخت میگیره ...

کلی کار داره !

حد اقل سه قسمت مهمشو من می دونم !

خدا کمکش کن موفق شه ...

راه درست رو بره ...

&. پارسال ... همچین شبی عروسی داداشم بودم !

و شب هم که وداع من و زیزیب !

شب بدی بود ...

همه خسته بودیم ...

و فردا صبحش .....................

و اون مدرسه !

که بالاخره دقیقا روز سوم تونستم قبول کنم که این مدرسه ی منه !

و حسم بهش خیلی بهتر شد !

و جز دلتنگی بقیه چیز ها اذیتم نمی کرد ...

اما دقیقا ! همون روز ...

اوایل کلاس فیزیک بود !

گفتن وسایلت رو جمع کن !

اون خراب شده قبول شدی ...

وااااااااااااای خدااااااااا دنیاااااااااااااااااا رو سرم خراب شد !!!!!!!!!!

حتی خداحافظی نکردم !!!!

فقط اینو بگم !

که غرورم شکست ...

من !!!! اشک ریختم ........................

خیلی اشک ریختم .................

خیلی !

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

حاااااالم از اونجا به هم می خوره !!!!!!!!!!

انتظارشو نداشتم ...

ای کاش هیچ وقت اون امتحان لعنتی رو نمی دادم !

خیلی بدن ...

همشون بدن ...

حالم از اونجا به هم میخوره خدااااااااااااگریه

&. خدا ... می دونی طاقت دوری رو ندارم ...

خودت یه جوری درستش کن !گریه

&. فردا ... اولین روز مهر لعنتی !!!

امتحان فیزیک داریم ...

جک نیست ؟!

بهله !

ای لعنت به همتون !!!!!!!!!!!!!!!!

ایــــــش !

&. مقاله آمارو هیچی انجام ندادم ...

بلد نیستم !

&. واسه اولین بار 4 روز بودم گرگان !

یعنی 3 نفری بودیم ...

خوب بود ...

خدا رو شکر !

به جاده نیاز داشتم ...

به این بوی درخت ها !

نمی دونم ...

ولی به گرگان نیاز داشتم !

اگه اینجا هم بودم دلتنگ بودم !

فرقی نمی کرد ..........

کیف و کفشم رو هم همونجا خریدم !

عکسشو می ذارم .

&. اگر فردا برم و بگن برین تو همون کلاسی که تابستان بودین !

مستقیم میرم دفتر اعتراض !

من نمی تونم تو اون کلاس بشینم !!!

انگاری خوششون می یاد کمرم بد تر از این شه !

ایش ...

&. امروز این آهنگ گلهای پونه از سیاوش رو زیاد گوش دادم !

# صدای خش خش برگهای خزونی روی گوشم ناله می کرد
آسمون بغض شو تو پرده ابرای سیاهش پاره می کرد...

#زمین از این همه سنگینی بار بروی شونش گله میکرد...

( زمین گله میکنه من که آدمم ساکت باشم ؟!!؟!؟!؟ )

همچنان پای پیاده فارغ از صدای خشم آسمونی
بی خیال از ناله های و گله های برگهای سبز خزونی...

# من به یاد عطر بارون زده گلای پونه
میکشیدم پای خستمو تو جاده
به هوای بوی خونه
وقتی که صدای خونه، منو تا آخر جاده می کشونه
این سرابه توی جاده، که چشامو می پوشونه ..........

&. خدایا ...

به همه کمک کن ... آمـــــیـــــن !!!

&. یعنی ایندفعه هم نهم مهر می شه؟!

اگه بشه جالبه !

&. حالم .............گریهگریهگریهگریهگریه

&. رفتی که سهراب حرفشو عوض کنه ؟!

نچ ... !

عوض نمی کنه !

آری .. ..... ... ..... .... ... !

&. مکن ای صبح طلوع ... !!!

یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir