یک استکان سکوت از دریای دل ...

خسته از روزهای سرد ...

قدم بر افقی خیالی می گذارم ...

می روم به عمق واژه ها ... و خود را میان آن همه وهم ، گم می کنم ...

پژواک سکوت در افق موج می زند ...

اما همه این ها خیالیست ...

واقعیت ، همان هیاهوی باران است ... !

واقعیت ، دوریِ دستانِ ماست ...

نمیخواهم در این سرمای تب دار ، غرق شوم ...

پس دنیایی می سازم خیالی ...

تا گاه و بی گاه خود را گم کنم ...

و خیسی اشک ها بر گونه هایم ، مرا به دنیای واقعی پرت کند ...

تا یادم باشد ، 

هنوز زنده ام ... !

22 شهریور 92 ... جمعه ... 3:54 بعد از ظهر !

 

&.خیلی وقته اینجا داره خاک میخوره ... 

نه این که همه چی خوب و آرام باشه ... نه ... 

فقط حال و حوصله ی نوشتن نیست !

 

&. این روزها میخوام بیشتر سکوت کنم , بیشتر بشنوم ... همین !

 

&. باباجون فوت شدن ... پدربزرگ زیزیب ... 

هیچکار نتونستم واسش انجام بدم ...

حتی وقتی پیشش بودم ، خودمو مشغول قرآن خوندن و فاتحه خوندن کردم ! 

دوست خوبی نیستم ... اما اون میگه نه ! 

پریشب میگفت که خدا رو شکر همه چی داره آروم می شه... بازهم شکر !

 

&. پنجشنبه ی گذشته مدرسه کلاس فیزیک داشتیم ، صبح زودتر رفتیم و رفتیم بیرون ! خوب بود ...

 

&. پنجشنبه ای که در پیش روست ، یعنی 15 اسفند ، قراره با مادر و پدرم و یکی از دوستانم ( هدی ) و دخترخالش بریم کنسرت . 

کنسرت استادم با یک گروهی. که دف و سنتور و عود و رباب و ... اینجور چیزهاست ... 

حس خوبی دارم نسبت به اون ساعتی که قراره اون کنسرتو ببینم .

اولین کنسرتیِ که تو زندگیم می رم ...

 

&. چند وقته که می یام جلو پیشِ هانیه میشینم و این خیلی بهتر از تَه نشستنِ !

 

&. چند روز پیش ( شنبه ) ، خیلی شیک از سقفِ کلاس شن و اینا ریخت پایین ! 

چون بچه ها داشتن طبقه بالا راه می رفتن ! 

بیخود نیست اینجا سربازخانه ی رضاشاه بوده !!!

 

&. جمعه وسایلو بردیم اونجا ...

به سختی رفتم ، ولی رفتم !

&. نمیدونم چمه ... واقعا نمیدونم !

 گاهی مثلِ بچه ها میشم ... گاهی هم ... 

بی حوصلم ... حالم ... ......... 

بگذریم !

 

&. چند وقته با اینکه می خوابم همش خوابم می یاد !

&. من خیلی بدم ! اینو خوب می دونم !!!

&. حوصله حرف زدن ندارم ...

...

&. گاهی غرق می شم تو اشک های خودم ...


 

 


 

دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢ | ٥:٥٥ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir