یک استکان سکوت از دریای دل ...

ساعت ها می گذرند و به لحظه ی مرگِ این سال نزدیک می شوند ...

ساعت ها می گذرند و من هم به مرگِ خود نزدیک تر می شوم ...

سال دوباره متولد می شود ...

اما من ... ؟!؟

&. امروز دیگه مدرسه نرفتم .

مثلا امروز جشن بود !!!

&. امروز خیــــــلی دلگیر بود ...... خیلی زیااااد !

&. کمدش خالیه ......

&. یه خرابکاری ای کردم ...

یه اشتباهی ...

امیدوارم زودتر درست شه چون اصلا حوصله ندارم !

&. هیچ خوشم نمی یاد کسی برای من گریه کنه !!

&. دوست چندین و چند ساله ی من چه بزرگ شده !

اون روز که دیدمش بعد از مدرسه و تا خونه رو تو خیابون همین جور گریه کردم ...

با هم بودنامون رو مرور کردم ...

جه قدر فاصله افتاده بینمون ...

البته ، نه بین دل هامون !

ز جان ، همیشه دوستت داشته ، و خواهم داشت !

دوست خوبی نبوده و متاسفانه نیستم ...

ببخشید ...

&. روز آخر مدرسه نشد با هم خداحافظی کنیم.

حیف شد ...

دلم تنگ شده از همین الآن !

&. خواستم الآن گریه نکنم ، اما بغض داره خفم می کنه ........

&. ح بزرگه فکر کنم پنجشنبه صبح بیاد اینجاو سال تحویل باشه .

ح کوچکه فردا میاد ، اما نمی دانم برای سال تحویل می ماند‌، یا خیر‌!

&. از این دعای ( ایشالا عروس شی و ایشالا عروسیت ) همیشه متنفر بوده ، هستم ، و خواهم بود !!!

&. برای اولین بار یکی از تخم مرغ ها رو با پوست پیاز رنگ کردم. البته می خوام روش چیز میز بکشم . و اینکه تخم مرغ نیست. در اصل پوست تخمِ مرغه !

&. گویی من هم مانند امسال ،‌آخرین نفس هایم است ...‌!

&. از آن سال به اینور ، همه ی سال ها بی معنا بوده اند !

همه ی سال ها غم داشته اند ! اشک داشتند ...

&. من نمی دانم آن یک عاااالم درس و امتحان را که می خواهد بخواند ؟!

&. من هیچ وقت ، برای هیچ کس مفید نبوده ام ! ...

&. شاید فردا صبح با ( ز ) برویم بیرون !

&.‌ لعنت ...

&. چهارشنبه سوری ...‌!

همیشه دوست داشتم در خانه ی مان آتش درست کنیم و با ح بزرگه و ح کوچکه از رویش بپریم !

زهی خیال باطل !

&. ناگهان به یادِ چهارشنبه سوری در آخرین سالِ دوره ی راهنمایی ام افتادم ...

مدیر و معاون و معلم ها حتی از روی آتش پریدند !

من چقــــدر آن مدرسه را دوست دارم ! با همه ی بدی ها و خوبی هایش !

&. میخواستم فقط امروز را ثبت کنم اما بسیار سخن گفتم !

&. این را دوست دارم اینجا هم بنویسم :

آدم ها عشق زمینی را تجربه می کنند ، که به عشقِ او پی ببرند ...

جالب است !

اما این روز ها گروهی از مردم هستند ، که با پیدا کردنِ عشقِ زمینی ،

عشق به او را گم می کنند ... !

 

 

 

چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir