یک استکان سکوت از دریای دل ...

خواستم حرف بزنم ...

با یکی ...

کسی رو برای حرف زدن پیدا نکردم .

یادم افتاد وبلاگ که دارم ،‌ واسه همچین روزایی هست‌!

چی بنویسم ؟!

چی بگم ؟!

گریه

می خوام برم ...........

.............................

من ... چشامو به ابرا میدم ...

آسمون بارون می باره !

...

کوچه دلش میگیره ... سکوتشو می شکونه ...

پنجره ها با فریااااد ، میگن : کی باز می خونه ؟!

...

صدای پنجره ها هم از دیوونگی های من درومد !!

چرا اینقدر احساس تنهایی می کنم ؟!

یه جور تنهاییِ خاص ، با اینکه احساس می کنم تنهام ، ولی نیستم !

عجیبه !

...

* قدر خواهر هاتون رو بدونید ،‌دوستشون داشته باشید ، ولی به هیچ وجه ، به هییییچ وجه ، بهشون وابسته نشین !

...

دلم تنگه تنگ ِ ... واسه خاطراتت ... که کهنه نمی شن ...

...

جرم من چیه ؟! چرا نباید تور و هم ببینم ؟! چرا دلتنگیِ تو هم اضافه باید باشه ؟!

یعنی واااقعا هیچ وقت خالی ای نیست ؟!

البته ، از ته قلبم ، امیدوارم موفق تر از همیییشه بشی ، خیلی خوشحالم که داری به این کارت هم می رسی . همیشه نگرانش بودم. حالا که میبینم سخت مشغولی خوشحالم .

به خودم گفتم جای دلتنگی و غر زدن ، بهت انرژی مثبت بدم فقط . چقدم میتونم واقعا :|

...

دو تا چهارشنبه به صورت اتفاقی بعد از مدت هااا همو دیدیم. چه خوب بود !

...

پنجشنبه ،‌23 مرداد ، فردای تولد دوست جانم 3> با غزاله و دوستاش مینا و زهرا و دختر خالش سوپرایزش کردیم . اصلا هنگ بود بچم :))

خیلی خوب بود ... اون روز هم دف زدم ... :)

...

اینجا خیلی گرم شده ... تا حالا اینجا رو اینقدر گرم ندیده بودم !!!

...

حرفی از دلم نگفتم نه ؟! ... حرف نداره ... اشک داره !

...

خدایا ...

 

چرا هیچ کاری نمی کنی ؟! خستن ... ببینشون ...

...

شکرت خدای من !

...

پیداش کردم ، شمارشم دارم ، ولی دیگه اون خواهر طوفانی ای که براش بودم ، نیستم !

عوض شده ، خودشم می گه . همونجور که از بقیه شنیده بودم.

ولی ذاتش همونه. خوبه. امیدوارم موفق باشه و شاد.

...

هیشکی از رفتن من غصه نخورد ...

هیشکی با موندن من شاد نشد ...

وقتی رفتم ، کسی قلبش نگرفت ...

بغض هیچ ، آدمی فریاد نشد ...

چرا اینو گوش میدم‌؟! نمیدونم !

...

وقتی که خواهر طوفانی ، آهنگ گوش نمیده . به جاش می خونه.

وقتی که گاهی شب ها جای بیدار موندن می خوابه و پا رو ی عقیدش ( که اگه بخوابم عمرم هدر می ره و نمی تونم فکر کنم ) می ذاره ، وقتی که ...

اینا یعنی یه چیش هست دیگه ...

یه چیش هست !!!


 

 

پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳ | ۸:٠۱ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir