یک استکان سکوت از دریای دل ...

و باز هم اینجا جشن است.

جشنی به وسعت یک لبخند ...

شاید بیاندیشی که من دیوانه ام ...

می دانم که نامت را دوست نداری .

ولی من دیوانه ی نام تو ام ....

و رها و آزادم از هر غم و اندوهی ...

من ، هم اکنون ، واقعا خوشحالم ...

و این را مدیون تو ام ...


<<<<<<<<<<<

  

امروز یکی از دوستانم واقعا منو خوشحال کرد...

اینو برای تشکر از اون نوشتم و اینجا گذاشتم ....قلب

 

 

#########


پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir