یک استکان سکوت از دریای دل ...

روز و شب هام میگذره

چه خوب چه بد میگذره

فشار زیاده ، البته غیر عادی هم نیست ;)

دلتنگی ها و سختی ها و مشکلات همشون میگذرن.

مطمئنم.

دلم میخواد یه استاپ بزرگ به خودم بدم.

دلم میخواد قلمچی ندم...

درست میشه همه چی ...

امید دارم.

قوی تر شدم.

آخرین سالی ِ که مدرسه میرم ...

چه حس دلگیریه...

دبیرستانی بودن رو دوست دارم ! 

...

اومدم چند کلمه ای بنویسم.

چیزیم ننوشتم ولی بهترم.

...

اشک هام بیخودی نیست ، بی ارادست !

...

قدر تک تک لحظات رو بدونید.

...

حق یارتون :)

شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤ | ٤:۳٠ ‎ق.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir