یک استکان سکوت از دریای دل ...

من داشتم میترکیدم از نبود اینجا! 

رفتم یه کانال زدم. البته کانالو به کسی ندادم و خودمم فقط. اونجا یه سری پست گذاشتم. 

.……………

همیشه ازم ایراد میگیره که موهام برای چی بلنده. به چه درد میخوره وقتی همیشه بسته هست! یه شب که بودیم عروسی و موهامو دقیقا همونجوری که گفته بود خیلی بهم میاد درست کرده بودم. بهم گفت خب موهاتو کوتاه کن دیگه. چیه آخه

... نگم از حسم...  تنها کسی که نسبت به موهام اینقدر بی احساسه ایشونه... 

شاید واسه همینه که هیچوقت نپذیرفتم که منم دخترم و اون ناز و زیبایی دخترانه رو منم باید داشته باشم. اینهمه نباید بی‌اعتنا باشم... 

خیلی گریم گرفته بود. دلم خیلی شکست. اون شب تا چند ساعت فقط کودکیم مرور میشد و دل‌شکستن های این مدلی... 

زندگی کردن سخته.... 

 

……………………………

 

وقتی به قدری حالت بده که بابات با قرص و لیوان آب میاد بالای سرت و بعدشم سعی میکنه ازت مراقبت کنه، از خودت متنفر میشی. شاید چون هیچوقت عادت نداری. شاید چون.... 

……………………………

 

دلم الان میخواد تو ماشین بشینم. صدای آهنگ بلند. شیشه ماشین پایین. و یه جاده ای رو طی کنم... و کسی هم ازم نپرسه این اشک ها چیه؟! 

 

……………………………

 

آره از اولش خودم همینو میخواستم. همون اولشم خودم اینارو گفته بودم ولی با حرف گوش نکردن مواجه شدم... نامردی بود... 

…………………………

 

به کمکش نیاز دارم. 

 

………………………………

 

وبلاگ جانم؟!  از نبودت خیلی غصه خوردم... 

……………………………

تابستان رو خوب شروع کردم. مفید و درست و خوب. ولی الان نه... حتی قدرت فکر کردن ندارم که باید فلان کارو انجام بدم. هیچکار نمیکنم فکرکنم... از این حالت متنفرم. 

……………………………

امروز تولد یک دوست عزیزمه. خوشحالم از بودنشون. از دوستی باهاشون. 

…………………………

 

مرداد ماه دوستای خیلی خوبی بهم داده... 

…………………………

سعی میکنم تا چند روز دیگه خودم رو جمع کنم. سعی میکنم قوی باشم. 

ولی سخته :(((((( ..... خیلی سخته.... :((((((((((((((....

 

……………………

از چند روز بعد از عروسیش تا حالا باهاش حرف نزدم و باهام حرف نزده. حرفی ندارم باهاش. واسه همین چیزی نمیخوام بگم. البته، مطمئنم اون هم حرف نمیزنه. عادتشه. ولی من عادت نکردم هنوز بعد از اینهمه سال! 

………………………

کجیمو میخوام.... 

 

یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٦ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir