یک استکان سکوت از دریای دل ...

امروز تولد کجی جانمه !

هدیه ش رو سفارش داده بودم چند روز پیش از رنگی رنگی و درست امروز رسید :)

تازه ! اشتباهی هم یکیو فرستادن که در واقع این یک اتفاق خوب بود و بعدا میام میگم.

امیدوارم این آخر هفته بیاد و بعد از چندین ماه ببینمش !

...

امروز ، 28 دی سال 1394 آخرین اردو رو به عنوان یک دانش آموز دبیرستانی رفتم.

از ساعت 11 تا 2 رفتیم بابلسر.

بسیار عااالی بود برای من که کنکوری ام.

و برای اولین بار رفتیم کشتی پانیک ;)

لب دریا هم کلی عکس و حس و حال خوب با جمع خوب و دوست داشتنی ِ دوستانم !

...

دیروز چم شد یهو ؟! نمیدونم ... نباید با کسی حرف میزدم که اشکام بیان !

یعنی قصد دیدن کسی رو نداشتم و فکرشم نمیکردم که کسیو ببینم !!

بی اختیار میومدن ... کنترل میکردم ولی باز ...

لعنت به کنکور !

...

جمعه تولد عزیزدل جانم بود و بعد قلم چی باهم بودیم . من کار خاصی نکردم اما دوستاش سورپرایزش کردن و جبران شد انگار ! ( 25 دی 94 )

پنجشنبه هم شام رفتیم خونه خاله جان ! 

چهارشنبه آخرین امتحان ( دینی ) رو دادیم.

بعدش تا دوازده استراحت کردیم و حتی امام زاده قاسم هم رفتیم در کمال تعجب !!

شروع کردیم به درس خوندن ولی نه جسممون میکشید نه مغزمون !

و به تجویز کجی جانم بستنی خریدیم و فیلم ( ایران برگر) گرفتیم و رفتیم خونه ما و خوش گذروندیم و شب هم رفتیم دریا.

...

اوووم ... یکم بهتر شدم وقتی نوشتم !

...

وسط حسابان تست زدن یهو دیدم خوابم میاد !

پا شدم رفتم رو تخت دراز کشیدم. خوابیدم ولی خوب بود ! کتابخونه نرفتن هم خوبه ها !

...

میخوام که منطقی باشم ، اما نمیشه.

انگار فقط دارم در جا میزنم.

میگه برو پیش یه مشاور

تو شهر من هم دو مشاور معروف هست که همه بچه ها پیششون میرن که هر رو آقا هستن !

و من حتی یه کلمه نمیتونم با اون ها حرف بزنم !!!

یه مشاور دیگه هم هست که سال اول هم معلمم بوده و خوب منو میشناسه.

یه بار زنگ تفریح رفتم پیشش ولی دیگ جرئت نکردم برم و ازش فراری ام.

نه به خاطر اینکه خوب نیست. نه.

فقط ترس از آبرو !

حتی اون هم باور نمیکرد درصد ها و ترازمو !

هیچکی باورش نمیشه . حتی همکلاسی هام !

منم باورش ندارم.

ولی دیگه تا چه حد خودمو بیشتر از اون ها بدونم ؟!

نکنه واقعا من همونقدرم ؟!؟!؟!؟؟!

...

پی نوشت یهویی : زنگ زدن با اسکایپ بهش ، شنیدن صداش چه حس خوبیه. با این قیافه نمیتونم بهش تبریک بگم تولدشو !

...

نمیدونم چکار کنم ...

دارم دیوونه میشم ...

مغزم داره میترکه !!!

خدا ؟!

بشنو صدامووووووووو.............

کمکم کنننننننن..............................

التماست میکنمممممممممم..........................

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳٩٤ ٦:٠۸ ‎ق.ظ توسط خواهر طوفانی نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خورشیدو نور و...ابرای دور و...هرچی که تو زمین و آسمونه بهم انگیزه میده :) رها کن دیروز و...زندگی کن امروزو! هر روز یه زندگی دوبارست یه شروع جدیدهــــــ :)


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان ٩٥

مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱


آرشیو موضوعی

 
پيوندهاي مفيد



آپلود عکس
یاس تم
ابزار وبلاگ نویسی

نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
پنل اس ام اس
پنل اس ام اس رایگان



نویسندگان

خواهر طوفانی



پیوندها

رو به آسمان ...( نگاری جونم )
رهایی ...
فقط من!( هیدرا جونم! )
بی صدا نوشته هایم ...( نیلوفری عزیزم)
لذت با هم بودن ...
。❤。 مازنی دتر 。❤。
فروغ فرخ زاد...
فریدون مشیری ...
حسین پناهی ...
سهراب سپهری ...
زندگی زیبای من این است ...(نغمه جونم)
خواب بنفش ...(سها جونم)
رویا ...
دنیای من ...
بابالنگ دراز عزیزم ... (✿✿جودی ابوت ✿✿ )
ساعت شنی ...( بارانم )
بر روی برگ های پاییزی ...( شقایق جون)
امروز لی لی چی می خونه ؟
آ _ ر _ ا _ م _ ش(دلارای عزیزم)
آنه شرلی،دختری از سرزمین خیال...
آنه شرلی ، دختری از گرین گیبلز ...
خوشه اشک ...( سحر جان)
در پریشان حالی و درماندگی ...(وبلاگ گروهی ما دوستان )
رویای بید مجنون ...( مرجان جونم)
ااینجا همیشه زمستان است !( آقای رضا.م !‌)
خاطرات زندگی من ...( سرمه جون)
رویای خیس من ...(سمانه جون)
غریبه ای در جزیره ی سرگردانی... ( آزاده جان)
ღ♥ღ نفرت از عشق ღ♥ღ
بغض آسمان ...( پروانه جان)
ملودی دل ... ( آیسا جون )
وبلاگ رسمي نوجوانان ايران ...
یه جای خوب واسه حس کردن زندگی...( مامان پگاهی ...)
رهگذر تازه ها...(آقای رهگذر،شاعر،مهندس و همیشه اول در وبلاگستان !)
((تنهــــــــا امیــــــد مـــــــن))... ( الهام جون )
با قلم عشق ... ( زیبا جون)
دبستان جاناتان مرغ دریایی ... ( ساقی جان )
دل نوشته های یک کارمند دانشجو ... ( آقا آرمان )
Classmate ( ریحانه جان )
آنه شرلى دخترى از رویا ... ( روناک جان )
من یه دهه هفتادی ام ...( رها جون)
چهارشنبه ی شاد...( مریم جون ! جودی و اینا ! D: )
♥♥وبلاگــیـــ از جنس محبت♥.(فاطمه جان)
*...لبخند بزن عزیزم...*( مهسا جون )
دل نمی داند چه می خواهد...ولی آنچه می گوید نشانه های توست...( آقای آفتاب آبی )
aftabgardon( مریم جون !‌)
((:یادداشتهای شادی:))
من می مانم ( آقا فرشید )
چکه های قلم ...
پله پله تا ملاقات خدا...(نرجس جون )
با من قدم بزن...( پنــــــی جونم )
چایی با طعم خدا( بهناز جان )
زندگی به روایت صدف...( صدف جونم )
سکوت ... ( غزال جون )
دختری از سرزمین آرزوها ...( هم نام عزیزم)
زاده غم ( هانیه جان)
فانوس دریای شب...( بابانوئل و نینیش عزیــــــزمممم)
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت...(ندایی )
سکوتی به معنای فریاد...( آقا رسول )
دلانه های بارانی ... ( مریم بانو )
رنگی رنگی
یادداشت های یک سوکس صورتی... (‌مهسا جون)
سطر سپید احساس من ... ( دخترک بهار )
بحـرانِ نوشـیدن چای...( آترا جونم ... )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
ترنــــــــم ســـــبز ( آقا حامد )
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
گاه نوشت های زهرا.ش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد بستن راست کلیک

کد کج شدن تصاوير

جدیدترین کد آهنگ سیناکلیک کن

عاشقانه ترين مطالب كليك كن

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید