یک استکان سکوت از دریای دل ...

آنجا برایم با زندان و جهنم فرقی ندارد...

خدایااااااااا

دستانم را بگیر.

مرا نجات بده.

آنجا فقط عذاب می کشم...

فقط!

من طاقتش را ندارم.

می دانم که آینده ی بهتری دارم.

اما ...

اما جز عذاب هیچ نمی فهمم.

خدایااااااااا

نجاتم بده ........

 


 

سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ | ٤:۱٤ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir