یک استکان سکوت از دریای دل ...

 

ای کاش برای این دوری می توانستم کاری کنم.

ای کاش با سرودن یک شعر این فاصله را کمتر می کردم .

ای کاش می توانستم یک پاک کن به دست گیرم

و این فاصله را پاک کنم.

و هزاران ای کاش های دیگر که هیچ کدام فاصله ی بین ما را کم نمی کند.

ما از هم دوریم.     

اما قلب هایمان پیش هم است.

و من به امید همین نزدیکیه قلب هایمان زنده ام .

منتظرتم .    ای دختر بهاری .

که سال ها پیش شعر می گفت ........

بالاخره انتظار تمام شد.

و امروز به دیدنش می روم .... 

پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ | ٧:۱۸ ‎ق.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir