یک استکان سکوت از دریای دل ...

گمان می کنم همه ی نوشته هایم تکراری اند .

تکراری از روزهای بارانی ...

تکراری از روزهای پاییزی ...

تکراری از دلتنگی ها ...

 

 

گویی دور شده ام از این چیزهایی که مردم می گویند ...!

انگار اینقدر درد جسمی دارم که نمی گذارد به این چیزها فکر کنم!

شاید امسال محرمم باید اینگونه بگذرد ...

شاید ......    !

چهارشنبه ۱ آذر ۱۳٩۱ | ٥:۱٩ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir