یک استکان سکوت از دریای دل ...

 

مرا ببخش به خاطر صدای خسته ام .

مرا ببخش به خاطر قلب شکسته ام .

چه خوب است که عشق هم وجود دارد ...

عشقت قلبم را بند می زند .

محکمش می کند اما باز هم می شکند .

خیلی درد می کند .

منتظر از بین رفتن است ...

همین !

$$$$$$$$$$

بعضی اوقات کلمه به کلمه ی نوشته هام هیچ ربطی به هم ندارن ...

چون هر کدومشو انگاری با یه حسی نوشتم ...

من نمی نویسم چون نوشته هام قشنگن .

نه!

من می نویسم که نوشته باشم،همین !

 

 

یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir