یک استکان سکوت از دریای دل ...

در حوالی سکوت ...

قاصدک می خواند ...

گل با نسیم می رقصید ...

اما دریای افکار پرخروش تر از همیشه بود ...

ببین که سکوت چه می کند با این جهان من !

در همین حوالی بودم ...

که رنگین کمان یادتو ، در قلبم درخشید ...

چه بهاری شده است اینجا ... ‍!

و اکنون ، بلبل هم می خواند ...

دریا آرام شده است ...

همه چیز خوب است ...

تا وقتی از تو دور نشده ام ... !

خدای من ...

شکرت !

    

شنبه ٩ دی ۱۳٩۱ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir