یک استکان سکوت از دریای دل ...

 

واژه هایی که در ذهن و قلبم متولد می شوند ،

همه را در کمد خاطراتم دفن می کنم ...

تا بوی غم فضا را پر نکند ... !‌

خدایا ...

می دانم که می دانی !

خراب کرده ام نه ؟

این را هم می دانم !

اما خدایا ...

باز هم می گویم شکرت !

برای همه چیز شکرت !

قلب

امروز بعد از چند سال یه برف درست و حسابی اومد !

حیف که نبودیم با هم ...

اما دلمون که پیش هم بود چشمک

سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir