یک استکان سکوت از دریای دل ...

واژه هایم خشک شده اند ...

جایشان را به اشک ها دادند...

چرا بند نمی آید این باران ؟؟؟!

رفتن ...

رفتن ...

رفتن ...

بد کابوسی است !‌افسوس

سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir