یک استکان سکوت از دریای دل ...

اینقدر فریادهایم را سکوت کرده ام ...

که فریاد را از یاد بردم !

اما امشب می خواهم به یادآورم ...

فریاد می زنم دلتنگی را که تا آن سر دنیا هم می رود ...

چه گوش خراش است این فریاد ...

فریادی در باد ...

قصه ای در خواب ...

رویایی بر آب ...

و سکوتی دیگر ... !

دلتنگی سخته ! خیلی سخت !آخافسوس

+ در حال نوشتن یه مقاله ام با دوستانم !

درباره ی حیات در مریخ ...لبخند

+ خدایا مراقب همه باش !

شکرت خدای ِ من ...قلب

+ شانس نام مستعار خدا در جائیست

که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد ...!

( از تقویم من ! )

پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۱ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | خواهر طوفانی | نظرات () |

www . night Skin . ir