60. می خوام خودم بهونه ی اومدنت شم ... !

بغض بر شانه هایم نشست ...

شانه هایم خمیده شد ...

خستگی هم چون برف بر موهایم نشست ...

برفش همیشگی شد ...

ذوب نشد ...

چشمانم به راه دوخته شد ...

بارانی شد ...

اما

تو

نیامدی ...... !  

 

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلشن

خواهر طوفانی خیلی زیبا وطوفانی ممنونم[گل][گل][گل]

delara

قالب جدیدت مبارک عزیزمممممم

فقط من!

آدم فکر میکنه این متن رو برای امام زمان ( عج ) نوشتی ... بعد به عکسه نگاه میکنه یاد عوامل تهاجم فرهنگی میفته !! [زبان][خنده] فکر کنم طوفان وزیده حجابش رو برده ... یه تذکر به برادرت بده عزیزم[خنده][بغل][ماچ]

باران

قالبت پر از احساس دخترونست.......[چشمک][قلب]

فقط من!

مگه خواهر طوفان ! نیستی ؟!! بهش بگو به این خانم نوزه![زبان] شاید حجابش برگرده سرجاش...

شقایق

خیلی قشنگ و با احساس و... بود[ماچ]

sahar

چه زیبا...[دست]

Sleepy Angel

نیومد که نیومد تو یه تاکسی دربست بگیر برو پیشش شاید اونم تو ایستگاه منتظر یه تاکسی باشه بیاد پیشت...... خیلی ناز بود عزیزم!!مرسی!!

بابانوئل

فعلا به اومدن کریسمس فکر کن!!!!!!!!!!!!!!!!

دی جی خوشکله

چقدر بگم قوز نکن!!!!!انقدر قوز کردی برف روت نشست.[چشمک]راستی حالا برف از کجا اومد؟؟؟[سوال][ابله][خرخون][چشمک]