22. رهایی از غم ها ...

برای اینکه حال و هوایی عوض کنم ، به دریا رفتم .

نزدیک آب روی ماسه ها نشستم.

و فقط می توانستم به صدای امواج گوش دهم و بگریم.

اشکانم هم چو مروارید بر روی ماسه ها می چکیدند

و درون ماسه ها فرو می رفتند.

انگار امواج با من سخن می گفتند.

ساعتی گذشت ...

اما باز هم احساس می کردم کافی نیست.

شب شد ....                     باران گرفت ...

هوا به شدت سرد بود.

و من ...

انگار زخمم بهبود پیدا کرده بود.         زخم دلم را می گویم.

و به خانه بازگشتم.

همه ی آنها را پشت در جا گذاشتم...

و در را به روی همه ی آن افکار منفی بستم ...

 

 

‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘

 



@@@@@@@@@@@@@@@

 


/ 8 نظر / 43 بازدید
زینب

امیدوارم که همیشه در های ذهنت رو رو به افکار منفی ببندی و همیشه در هر صورت شاد باشی و برای یک بارم شده از ته ته دلت بخندی[نیشخند]

نیلوفر

سلام دوست خوبم زیبا بود عزیزم [قلب]

فقط من!

اشکهایت را به دریا بسپر و به خورشید زندگیت لبخند بزن... زیبا بود عزیزم[گل]

آزاده

[دست]

آوا

در بستن به روی افکار منفی جهاد عظیمی ست که اگر آدم بتونه انجام بده واقعا زندگی می کنه به معنای واقعی کلمه

فقط من!

موفق باشی طوفانی جان! ریبا بود....

sleepy Angel

فدات فدات یه بوس برااااااااااااااات

غزل

موفق باشی عزیزم.به منم سر بزنید[گل]