49. 1 ماه و 25 روز ...

قلبم خواستنت را فریاد می زند .

اشکانم جای قدم هایت را آبیاری می کند .

اکنون که همه چیز برای آمدنت آماده است .

غیر از خودت !

قلب تو دلتنگی هایم را درک نمی کند .

اگر درک می کرد ، هم اکنون ،

تو ،              پیش من بودی

در این هوای طوفانی . . . !

دل تنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است ...

(مولانا )

/ 6 نظر / 26 بازدید
آزاده

ﻣــﻦ، ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺳﻤـــﺎﻥ یک ﺑــــﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ... ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤــــﺎﻡ ﺯﻣﯿــــﻦ،یک ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ...

نغمه

سلام[قلب] انشالله به زودی زود امکان دیدار فراهم شود[لبخند][گل] شاد باشی دوستم[گل]

شقایق

خیلی قشنگ بود مرسی راستی هر وقت که آپ کردی به منم بگی ممنون میشم . آپم

جودی ابوت

قاصدک، صدای شکستن دلم را نشنیدی؟ خیسی نگاهم را ندیدی؟ زخم های خنجر قاتل احساس را روی صورت آدمک درونم ندیدی؟ خبر ببر به ابرک رویایم که من مشق تنهاییم را با باران نگاهم تمام کردم

جودی ابوت

چقدر تلخه به همه آرامش بدی... سنگ صبوره همه باشی... پای حرفا و درد و دلای همه بشینی و به حرفاشون گوش بدی... ولی وقتی خودت ی شونه ی گرم واسه همه دلتنگیات نیاز داری هیچکس کنارت نباشه...

شقایق

خیییییییییییلللللللللللللییییییییییییییییییی قشنگ بود هم عکسش هم متنش[ماچ]