83. از این بهتر نمی شه ... ! ;)

با ستاره ای در مشت ،

می روم سمت آسمان خیال هایم ...

می خواهم با این ستاره ،

مشتی بکوبم در دهان آسمان !

مشتم را کوبیدم ،

ماهم دلش لرزید ...

از شرمندگی باریدم ...

او هم بارید ...

من هیچم ...

اما او ماه است !

ماه ِ من ،

به زلالی باران ،

به لطافت شبنم و

به مهربانی نسیم است !

خدای من ...

مراقبش باش !قلب

×××××××××

و باز هم خدای من شکرت !

/ 40 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرمه

مرسی عزیزم که همیشه میای به من سر میزنی و نظر میدی[ماچ]

زیبا

سلام عزیزم. تو خوبی؟ نوشته ی قشنگتو خوندم. عالی بود. خیلی خوش حال شدم بازم اومدی آبجی طوفانی بازم بیا برای پست اولم نظر بذار.[لبخند]

پروانه

همیشه از فاصله ها گله مندیم… شایدیادمان رفته.. که در مشق های کودکیمان گاه برای فهمیدن کلمات فاصله هم لازم بود…

blacklove.A.H

وای عزیزم فوق العاده احساسی بود!!! خدایا مواظب ماه من باششششششششششش[قلب][قلب]

مونا

خیلی زیبا بود . موفق باشید [گل]

پارسا

خیلی زیبا بود [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

دنیا

زیبا بود...[گل]

زیبا

خیلی خوب بود. عکسه هم خیلی زیبا بود.

بابانوئل

پک بزن عمیقتر پک بزن بگذار بفهمد برای دود کردن با او بودن به سیگار پناه بردی!!!!

only you

چقدم از خانوم only youمیترسی شما!ابرو]