/ 54 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابانوئل

اتفاقا من هنوز تا حالا لای هیچ کتابی رو باز نکردم.این اجتماعی هم چون از قبل میخوندمش حفظم....[اضطراب] مگه تو عید میشه درس خوند؟[نیشخند]

بابانوئل

ولش،not important تازه بعد از ظهر میخوایم بریم ساری! [هورا]

زیبا

اگه به دور و برمون نگاه کنیم می بینیم که خیلی چیزا هست که به خاطرشون از خدا تشکر کنیم. موفق باشی خواهر طوفانی من. بیا اونورا. یه مطلب گذاشتم که یه کمی طولانیه ولی واقعیه. بخونش حتما.

raha

سلام خواهر جونی نوشته هات ظریف و قشنگه امیدوارم با تبادل لینک موافق باشی [ماچ]

دی جی

تو رو خدااااااااااااااااا ![ابرو] رضا م من چه جوری زحماتتو جبران کنم؟مثه اینکه مامان جونت دیشب شام سنگینی بهت خورونده خواب دیدی!اتازشم خواهر طوفانی محض اطلاعتون من هنوز به کارم ادامه میدم چند تا شعر جدیدم گفتم واسه عروسی رضا م بخونم که خدایی نکرده اگه بخوان بگیرنم رضا سریع با بچه های بالا حرف بزنه که نگیرنم![قهقهه][خنده][زبان]

دی جی

بابانوئل جون منم مثه خواهر دیر شروع کردم ولی در هر حال امتحانامون از شنبه پشت هم شروع میشه! تو عیدم باید درس بخونی البته همه چی جز مطالعات[نیشخند]

دی جی

اره ولی جامعه به دی جی باحالی مثه من نیاز داره![نیشخند]

دی جی

اون یکی رو دستم خورد بیخیال[چشمک]

پگاه

آخ ! دلم دریا خواست! چرا با یه مادر حامله این کار رو میکنید آخه!؟

maryam

نوشته ی زیبایی بود و در کنارش عکسهایی بی نهایت ... من آخرین بار دریا رو با دلارام رفتم خیلی خوب بود و دوست دارم دوباره برم ولی قصد کردم اینبارم با دلی باشم برام دعا کن زودتر پیش بیاد . دوستت دارم