130.مثل آرامشی هستم ... که نزدیک یه طوفانه ... !!!

حرف هایی که در قلبم انباشته شده اند ...

دیگر قابل گفتن نیستند ...

نمی دانم به این مرحله از سکوت چه می گویند ؟!

ولی من کم آوردم ... !

 

&. سه شنبه هفته پیش خوب بود ! خدا روشکر ...

&. پنجشنبه 14 شهریور رفتیم تهران ... خیلی زحمت کشیدن ...

خیلی خونشون قشنگ بود ! مبارکشون باشه ... امیدوارم پر از خنده و شادی باشه ... همیشه ...بغل

&. پنجشنبه ی پیش از چهاردهم رفتیم خونه زیزیب !

اینجور که می گفت هدیشو دوست داشت ... خدا رو شکر !قلب

بعدشم رفتن مشهد ...فردا هم می بینمش !خیال باطل

&. روزها دارن می گذرن ... و به مهر نزدیک می شن ...

همین الآنش کم آوردم ... چه برسه به اون موقع !گریه

اینقدر که فشار روانی بهم می یاد و واسم سخته ... فشار جسمی رو می خواستم فراموش کنم ... ولی با تاثیراتش چه کنم ؟!گریه

&. امروز شکلاتی بهم یه تابلو داد . کیتی هست که با ویترای کار کرده ! خیلی دوستش دارم ... خیلی ! مرسی عزیزدلمبغلماچ

&. تو اون زندان ... نمی تونم ... نمی تونم خداااا ...گریهگریهگریه

&.این چند وقتی حرفی نزدم ... میخواستم تو همون سکوت باشم ... شاید کم حرف تر هم شدم ... و اینکه کلا کمتر می یام نت . ببخشید !

&.‌اگر کامنت هاتون رو جواب ندادم باز هم ببخشید ...

&.‌امروز ... کوئیز ... حرف زدن های بعدش ...

... !

&. هفدهم شهریور واسم روز مهمیه ... کسانی که وبلاگمو از اول خوندن می دونن چه خبره ! البته باز فردا هم یه خبرای می شه اینجا !

&. کتاب های امسال رو گرفتم ... حالم به هم میخوره نگاهشون می کنم !!!خنثی

&. قراره بشه خودش ... یعنی درس خونِ درس خون !!!

خدایا ... کمکش کن بتونه ...

&. از چشم پزشکی متنفررررررم !!!گریه و می خوام دقیقا همون چشم پزشک رو خفه کنم . با اینکه فکر کنم خانم مهربونیه !

ای کاش می تونستم ...

وای خدا ... معده ..............................................

&. چند روز پیش رفتیم خانه ی یکی از اقوام ( همونی که گفته بودم دو قلویی هستن که من خیلی دوستشون دارم ! ) و عناب چیدیم ! حس خوبی داشت ...

&. حالم ... ؟!؟!؟!؟! ... از حرفام معلوم نیست ...

نمی خوام که معلوم باشه !

نمی خوام کم آوردنم معلوم باشه ...

می خوام بی سر و صدا غرق شم !گریه

&. خوب شو ........... خواهش می کنم ........

&. آترا ... نیست ! امیدوارم خوب باشه ... ولی دلم خیلی تنگ شده واسش ! تولدشم که گذشت ...

&. فروغ خاموش ... همیشه تو یادمی ... !

&. چند وقت پیش کاکتوسمو دیدم ...

حرفت تو ذهنم تکرار شد ... از پا افتادم ...

ای کاش می دونستم چرا ؟!!؟؟!

&. فردا دو زنگ جبرانی فیزیک گذاشتن ...

دلم می خواد بمیـــــــــرم اما ثانیه ای بیشتر تو اون خراب شده نباشم !!!!!‌ اونم فیزیک !!!!!!!!

&. ....................................................

..............................................

..................................

دارم خفه می شممممممممممم .............................

چرا نجاتم نمی ده کسی ؟!!؟؟!

خدااااااااا ............ کجایی ؟!؟! گمت کردم ............گریه

&. پریشب رفتم تو آسانسور ! اینقدر دردم اومد نمی دونستم چی کار کنم ؟!؟! ...

همون سه شنبه کتاب زبان افتاد رو پام و کبوده !

نمی دونم چرا اینقدر پام کبوده و زخمی !

آدم جالبی هستم ... !

&. کلاس دف رو تا آخر شهریور می رم ...

دلم تنگ می شه ! خیلی !خنثی

&. امروز کلاس دف که بودم داشتم تمرین می کردم درس جدید رو...

صدای سنتور شنیدم ...

مات و مبهوت گوش می دادم !!!

وای ... باد اون موقع هایی افتادم که کجی سنتور می زد ...

وااااااااای اشکم اومده بود !!!

خیلی دلم تنگ شده واسه سنتور زدن هاش ...

واسه خودش ... حرفاش ... نماز خوندناش ...

واسه کجیم !!!

&. چهارشنبه فاینالِ !

وای من چه قدر از مسافرت بدم میاااااااااد ...

&. دلتنگی خیلی عذابم می ده ...

خدایا ... هیچ برادر و خواهری رو و هیچ خانواده ای رو ...

از هم جدا نکن !

...

دلم قدِ زمین و آسمون و دریا و .......... گرفته !!!گریه

&. مدت هاست خودمو تو این چهار دیواری حبس کردم ...

جای دیگه ای رو ندارم !!!

&. ازم می پرسن چرا اون تخت رو بر نمیداری؟!

...

جوابی که گفتنی باشه ندارم ... باشه تو دلم !!!

&. تا جایی که تونستم طوری نوشتم داغونیم معلوم نباشه ...

امیدوارم تونسته باشم !!!

بعد نوشت ! :

فردا بابانوئل می یاد دنبالم مدرسه !

نمی دونین چه قدر ذوق کردم !!!

بعدش می ریم کلاس ریاضی ...

به قول خودم انگاری تو بیابان یه قطره آب دیدم !!!

مرسی عزیزمبغلماچ

 

 

/ 48 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکلاتی

راستی،داشتم میومدم خانم سلمانی رو دیدم...[رویا] گفت درس میخونین؟امسال فیزیکو انبار نکینااااا...از همین الان بخونین! منم گفتم چشم ولی کیه که به حرفش گوش کنه![نیشخند]

شکلاتی

حالا برم تو اون پست کامنت بذارم![نیشخند]

ziziB

یه سوال میگم خوشگله همون غزاله ی خودمونه[سوال] بعدم کامنت قبلیم بهت رسید؟ اگه نرسید پس توووووووولد توووووولد توووووولد نگاری مباررررررررررررک[بغل][هورا][هورا][هورا][هورا] ایشالا به همه ی ارزو های قنگش برسه واقعا دختر دوستداشنیه[قلب]

شکلاتی

بابا کد بانووووووووووووووووو[نیشخند]

رها

سلام اجی اپم مشکلم به خاطر برنامه فلش بود اگه بیای خوشحال میشم[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [گل][گل][گل][گل]

ح.ق

زی زیب جون اونورا نمیای[ماچ][بغل][ماچ]

آفتاب آبی

با سلام... طرح ختم صلوات گروهی هدیه به محضر مقدس علی ابن موسی الرضا (ع) در وبلاگ آفتاب آبی لطفا با اطلاع رسانی ، خود و دوستانتان را در این اجر معنوی سهیم کنید. منتظر حضور گرمتان هستیم..[گل] http://aftabeabi1.persianblog.ir/

پگاه

ببین یه کم دیگه طاقت بیاری مدرسه و کنکور تموم شده انشالله همون رشته ای که مورد نظرته قبول بشی تازه شما دهه ی هفتادی ها که خوشبختید اگه جای ما بودید چه کار میکردید شانس قبولی تو کنکور ده درصد بود اون موقع ها حتی!

پگاه

من عناب میخوام! [خوشمزه]

رها

__000000___00000 _00000000?0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________?________0 _000000___00000___* 00000000?0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*________00000 ________*_________0 _________*________* _________*_______* __________*______* ___________*____* ____________*___* _____________*__* ______________*