71. تو می خندی پر از لبخند می شم ... !‌

به شوق دیدنت می توانستم تا آن سر دنیا هم بدوم !

دیدی چه قدر خسته ام ؟

اما یا دیدنت شاد شدم لبخند

نگاهت را ، صدایت و ...

همه را همیشه پیش خود تصور میکردم ...

اما زیبا تر از تصورات من است ...

روزی خواهد رسید ...

که من شاد ِ شاد باشم ...

و همه ی آن خنده های از ته دل ...

که در کودکی جا ماند و گم شد ...

همه را پیدا خواهم کرد ...

لبخند

خدایا ...

شکرت ... ! 

#############

اولین نوشته از دهه ی هفتاد !

ایول به همه دهه هفتادیا ! چشمک

/ 18 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

سلام وب عالی داری مطلبات فوق العادس خوش حال میشم به منم سر بزنی [قلب]

دی جی خوشکله

وای وای وای وای اون کی بود که غیر از من لبخند میزد دنیات شاد میشد؟چشمم روشن[قهر][متفکر][وحشتناک][گریه][ناراحت][سوال]جاندی میدونه؟؟نکنه بازم منظورت شاعری بود؟از اونایی که معنیش یه چیز دیگس؟[متفکر][سوال]

نغمه

قشنگ بود[گل] [قلب][ماچ][چشمک]

پروانه

[گل]خيلي وقت است که "بي تابم..." دلم تاب ميخواهد و يک هل محکم که دلم هُـــري بريزد پايين هرچه در خودش تلمبار کرده .. وب قشنگی داری . خوشحال میشم بهم بسری.

sahar

قشنگ بود. راستی آپم.خوشحال میشم که بیای[قلب]

شقایق

خیلی قشنگ بود عجقم مثل همیشه [ماچ] ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــول

بابانوئل

واقعا ایول به همه ی دهه ی هفتادیا[چشمک]