51. آرزو ...

 

  آرزوهایم را به بادبادکی دادم تا آن ها را پیش او ببرد.
امااااا.......
نمی دانم کجای دنیا ،

در کدام دیاری،

آن ها را لابه لای درختانی جا گذاشت

و گم کرد...

 

 

/ 14 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

زیبا بود... آرزوهاتو به دست کسی نسپار خواهر طوفانی[لبخند]

آزاده

به خدا گفتم : اگر سرنوشت مرا نوشته ای چرا دعا کنم ؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند . . .

شقایق

آآآآآآآآآآآآآآآآاخی این خیلی قشنگ بود [ماچ][قلب]

delara

سلام عزیزم...ممنون که اومدی بیشم...موفق باشی گلم

زی زی

وای که چه لذتی داره اونی که با همه وجودت دوسش داری یهویی صدات کنه...عشقم

فقط من!

درختی را دیدم که به جای برگ ، آرزو برآن آویزان بود! دست بردم تا آرزویی بچینم بوی تو را می داد![قلب]

natynatalia

Kheyli like[گل][گل][گل][گل]

walle

خیلی خیلی زیبا