119.ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ‌ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﻣﯽشود ﻓﺎﻧﯽ...!!!

گاهی نمی دانم باید به کدام سو فرار کنم ؟؟؟!!!

هر بار باز هم به دیوار های این چهار دیواری می رسم ...

و باز هم عقب گرد !

ای کاش حداقل دیوار هایش زیاد تر بود ...!

من فقط خسته ام ... !

همین !

چو بمبی اشکی شده ام که هر لحظه احتمال منفجر شدن دارد !

می خواهم بروم ... نمی دانم کجا ... ؟!

فقط می خواهم به رویا های کودکانه ام پناه ببرم ...

ولی همه را فراموش کرده ام !

می دانم بی پناهگاه نیستم ...

فقط از پناهگاهم دور افتاده ام !

حرفی برای گفتن نیست ...

همه ی این ها هیچ از من کم نکرد ...

من پرم از این خستگی ها !

من پر از حرفم !

اما حروفی نا گفتنی ... !

اینجا هم نمی توانم ...

هیچ کجا نمی توانم ...

در همین قلبم بماند بهتر است !

من ، در خودم ، در حال سوختنم !

و این خوب است !

&. جالب بود ! همه ی بچه ها رو می شناختم جز یکی !

&. می گن خدا با منه !

&. تو یه روز دو پست گذاشتم اونم بعد از این همه مدت !

دیگه نتونستم تحمل کنم !

&. می ترسم ... از همه چی !

&. گریه

&. می خوام اصلا نخندم ... جز وقتی که واقعا می خوام که بخندم !

ولی می دونم دلم نمی یاد ...

دیگران قیافه ی اصلیه منو ببینن !

&. flash کوچولوی همیشگی ! یادش بخیر !

&. ................. !!!

&. خداااااااااایاااااااااااااااااااا.........گریه

 

/ 80 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکلاتی

تو دلم نــَقل یه حرفایی هست که بگم میری نگم می میرم بعضیـا بدجوری عاشق میشن عشق یعنی تو بمون من میرم تو که میری نفسم میگیره همه ی خستگیات یکجا چند؟ تو بخند همه چی حل میشه تو بخندی همه چی خوبه بخند ... بخند ... بخند همه چی خوبه فقط دلتنگم آخه هیچی مثل دلتنگی نیست دو تا دریا که تو چشماته ولی هیچ دریاچه ای این رنگی نیست هنوزم دور خودم میچرخم من و این عقربه ها همدردیم ساعتها از سر هم رد میشن ما فقط میریم و برمی گردیم *** تو که رفتی و رسیدی به بهار هنوز اینجا سر ِ کوه ها بـرفه آخرش عشق تو ویرونم کرد مرد ویرون بشه خیلی حرفه...

ziziB

شما نمی خوای اپ کنی فکر کنم دوستان خیلی بهشون خوش می گذره ها[چشمک] اپ کن دیگه دختر خسته شددددددیم[منتظر] 71 کامنت داری دیگه چی می خوای مردم ارزوی 1 یا 2 تا کامنت دارن اون وقت تو...[منتظر][خمیازه]

blacklove.A.H

چون اومدی نبودنت یادم رفت[نیشخند] اگه تو همه ای پس همه من نیستن؟[سوال][متفکر] چی می گم؟[قهقهه] [ماچ][بغل]مرسی اومدی...قهر که نه...دلم تنگ شده بود به حالت قهر گفتم[بغل]

نینیش

عمو زنجير باف جان ضمن عرض سلام و خسته نباشيد جهت زحمات بي دريغ شما بزرگوار يک گِلگي داشتم از حضورتون ... شما که زنجير ما رو بافتي..؟ ... پَه چرا پشت کوه انداختي..؟ مشکلتون دقيقاً چي بود؟ مرض داشتيد اين همه زنجير بافته شده رو پشت کوه انداختيد؟! [متفکر]

ziziB

خوبه والاااا اون موقه که نمی رفتم می گفتی برو حا لا که می رم ... من به کدوم ساز تو برقصم[ابرو][متفکر][من نبودم]

محمد رسول

عشقست مرتضی پاشایی[قلب]

محمد رسول

شاید یه روزایی دلم بگیره اما دل نمیدم به سختیا و تموم ِ دنیا شاید شبایی باشه که بغضم بگیره یادم بره اون تویی که هیچ وقت منو یادت نمیره . برای ِ دوست داشتن ِ تو تموم ِ قلب ِ من کمه این که تو عاشقمی زیباترین باورم ِ آخر ِ کار حرف ِ توئه که سر به راهم میکنه تموم ِ عشقم اینه که خدا نگاهم میکنه . . . چی عاشقونه تر از این که هر نفس تو بامنی خیلی شکستن دلم و دلی که تو نمیشکنی چه بی اراده رو به روت دوباره زانو میزنم از هرچی.جز خودت باید دست بکشم دل بکنم . برای ِ دوست داشتن ِ تو تموم ِ قلب ِ من کمه این که تو عاشقمی زیباترین باورم ِ آخر ِ کار حرف ِ توئه که سر به راهم میکنه تموم ِ عشقم اینه که خدا نگاهم میکنه

محمد رسول

حس قشنگی ست ... بودن انسان هایی که به یک چشم بر هم زدن دلت را پر از حس زیبای به پرواز در آمدن ، میکنند ...

محمد رسول

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد و جاذبه ی زمین ، سیب را ! فرقی نمیکند ؛ "سقوط" سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست ...